**لوکیشن:** اورشلیم، قرن هفتم میلادی.
**صحنه:**
یک قطعه زمین متروکه و خاکی پر از زباله که رومیها یادگاری گذاشتن، با
ویوی ابدی ملکوت!
---
**پرده اول:
قولنامه بدون سند**
عربها تازه شهر
رو از چنگ روم درآوردن، با گرد و خاک بیابون میان بالای تپه، رو به
خاخامهای محلی:
— «سلام علیکم! داداش این زمین خالیه صاحب
نداره؟ پروانه ساخت میدید ما اینجا دو تا مسجد شیک و نقلی، یکی با
گنبد طلا یکی با گنبد سربی علم کنیم؟»
خاخامها عینکها
رو جابهجا میکنن، کتابهای عهد عتیق رو ورق میزنن و با قیافه
حقبهجانب میگن:
— «دست نگه دارید اخوی! اینجا مالکین
انحصاری داره! ما منتظر حضرت *یشوع ماشیاخ عمانوئیل بن داوید* هستیم!
قراره از یه دوشیزه اصیل (علماه) متولد بشه، بیاد تاجگذاری کنه و
دقیقاً همینجا هیکل سلیمان رو از نو بسازه. اگه شما مسجد بسازید،
ایشون بیاد لودر میندازه زیرش، صافش میکنه!»
عربها: «ایول!
خب حالا این مهندس کی تشریف میارن؟ آدرس مادرش کجاست؟ پدرش کیه؟ سال
تحویل پروژه کیه حداقل زمانبندی کنیم؟»
خاخامها: «والله
دقیق که نمیدونیم کی به دنیا میاد! مادرشم نمیشناسیم، فقط میدونیم
ژنش داوودیه و در آینده نامعلوم بالاخره میاد!»
عربها: «دمت گرم
با این برنامهریزی جامع شهری! پس تا ایشون از مرحله جنینی به مرحله
صدور پروانه برسه، ما ملات رو میزنیم و اسکلت رو میبریم بالا، تا بعد
ببینیم چی میشه!»
---
**پرده دوم:
آپشنهای منجی و باگهای شریعت**
وسط بنایی،
عربها یهو یادشون میفته:
— «راستی اون پسره کی بود چند قرن پیش
میگفت مسیحم؟ همون عیسی ناصری؟»
خاخامها اخم
میکنن و صداشونو میبرن بالا:
— «اووووف! اون که اصلاً باطل بود! اون از
مریم بتولاه (باکره) بدون پدر متولد شد، اصلاً
تو چارت سازمانی ماشیاخِ داوودی ما جا نمیگرفت! رد صلاحیت شد رفت پی
کارش!»
---
**پرده سوم:
مهندسی معکوسِ ظهور!**
عربها یه نگاه
به هم میاندازند و میزنند زیر خنده:
— «آهاااان! پس
نه عیسای اونها قرار شد بیاد، نه معلومه این ماشیاخِ شما کی قراره
مجوز ساخت بگیره! ولی محض احتیاط، کار از محکمکاری عیب نمیکنه!»
سریع بیل و
کلنگها رو برمیدارند:
۱. **قدم اول:** میان جلوی «دروازه رحمت»
(باب الرحمة) رو با سنگ و ساروج تیغه میکشن و پنج لایه قفل و بست
میزنند!
۲. **قدم دوم:** درست جلوی دروازه، یه قبرستان عمومی راه میندازن! چرا؟
چون طبق قانون شریعت، کاهن و پادشاه یهودی نباید پاش به قبرستون بخوره
چون نجس میشه!
عربها در حالی
که گرد و غبار رو از دستاشون میتکونن میگن:
— «خب داداش!
اینم پدافند غیرعامل! حالا نه عیسی میتونه بیاد تو، نه ماشیاخ شما
پاشو میتونه تو قبرستون بذاره! مساجد سر جاش، صخره هم سر جاش، شما هم
بشینید تا آینده نامعلوم با هم تاریخ ورق بزنیم!»
---
**📌 پانوشت
کپشن:**
«خلاصه کل تاریخ چندهزار ساله خاورمیانه در یک خط: جنگ بر سر ملکی که
سندش دست هیچکس نیست، تاریخ تحویلش نامعلومه، ولی دور تا دورش رو
سیمان گرفتن که مبادا منجی اونیکی زودتر از راه برسه!» 😂🧱🚪
---
### 🎭 نمایش کمدی خاورمیانه (قسمت دوم): «ثبت سند ششدانگ با
آپدیت جدید!»
---
**پرده چهارم: ورود به لیگ منجیسازی!**
اعراب در حالی که داشتن روی دیوارهای اورشلیم ملات میکشیدن،
دور هم نشستن و یه حسابکتاب سرانگشتی کردن:
— «ببینید بچهها، این بندگان خدا یه طومار عهد عتیق باز کردن،
از توش یه “ماشیاخ بن داوید” کشیدن بیرون و دارن با همون چند خط متن
خطی، کل ملک و املاک منطقه رو مصادره میکنن!
مسیحیها هم که یه انجیل دست گرفتن و منتظر رجعت دوباره همون
گزینهان!
خب اگه قرار به این بازیهاست، چرا
ما از غافله عقب بمونیم؟ مگه جوهر و قلم گرون شده؟ ما چرا منجی اختصاصی
برند خودمون رو نداشته باشیم؟!»
سریع کاتبان و روات نشستن دور میز اتاق فکر:
— «خب مشخصات چی باشه؟»
— «بنویس: از نسل مستقیم خودمون،
اسمش همنام پیامبر (محمد)، لقبش "مهدی"، پدربزرگش هم از نسل حسن!
طوری سناریو رو بچینید که اصلاً
نیاز به حضور فیزیکی فوری نباشه؛ یه تاریخ تحویل باز و شناور با قابلیت
تمدید نامحدود براش بذارید!»
---
**پرده پنجم: تبدیل قولنامه دستی به سند تکبرگ ششدانگ!**
عربها بلند میشن، خاک قبا رو میتکونن و میرن سمت خاخامها و
کشیشها:
— «سلام مجدد اساتید! اون قضیه
قولنامه موقت و تخریب مساجد که میگفتید رو کلاً خط بزنید!
شما یه ماشیاخ داوودی کاغذی
داشتید، ما یه مهدیِ آلمحمدِ فولآپشن براتون فاکتور کردیم که وقتی
بیاد، نه تنها زمین رو خالی نمیکنه، بلکه میاد همینجا پشت سرش عیسی
هم صف اول نماز میایسته!
یعنی عملاً گزینه شما میره تو حاشیه، گزینه مسیحیها هم میاد
پشت سر ما اقتدا میکنه!»
خاخامها شگفتزده: «پس حق آب و گل ما چی میشه؟!»
عربها: «حق آب و گل ثبت سیستم شد!
از این به بعد ملکیت اینجا از حالت اوقافی خارج و به عنوان "سند
ششدانگ وقفی ابدی" پلمپ شد!
حالا شما منتظر ماشیاخ از دوشیزه داوودی باشید، مسیحیها منتظر
عیسی از آسمان، ما هم منتظر مهدی از مکه تا قدس! دور هم این بالا یه
چایی میزنیم تا ببینیم کی زودتر سرورهاش بالا میاد!» 😂📜🏰
---
**📌 پانوشت تکمیلی:**
«راز بزرگ تاریخ: هر جا دیدی تو دنیای واقعی کم آوردی، سریع
دست به قلم شو و یه تبصره الهیاتی به قرارداد اضافه کن!»
---
### 🎭 نمایش کمدی خاورمیانه (قسمت سوم): «ورود نایبان با
وکالتنامه بلاعزل!»
---
**پرده ششم: آپدیت نهایی در دفترخانه اسناد رسمی!**
وسط چانهزنی خاخامها، کشیشها و اهل سنت بر سر اینکه بالاخره
ماشیاخ داوودی میاد یا مهدی حسنی متولد میشه، ناگهان مهدیباوران
(مهدویان) با پوشهٔ مدارک و مُهر برجسته وارد صحنه میشن:
— «کنار برید ببینم! صف رو رعایت
کنید! باز شما چند نفر دور هم نشستید و دارید رو هوا قولنامه تنظیم
میکنید؟!»
اهل سنت: «شما دیگه کی هستید؟! ما تازه داشتیم سناریوی مهدی از
نسل حسن رو جا مینداختیم!»
مهدویان با پوزخند:
— «جمع کنید این بساط رو برادر من! شما هم مثل این یهودیها
هنوز تو مرحله پیشتولید و ثبت احوال گیر کردید! شما میگید مهدی قراره
در آینده نامعلوم از نسل حسن به دنیا بیاد، یعنی هنوز متولد نشده!
ولی گزینهٔ ما کاملاً عملیاتیه؛ از
نسل حسین تو قرن سوم متولد شد، پروژهاش تکمیل شد، بعدش هم رفت تو حالت
غیبت و استندبای (Standby)!»
---
**پرده هفتم: تخلیهٔ فوری با حکم وکالت تامالاختیار!**
مهدویان یه پوشهٔ قرمز میکوبن روی میز:
— «خب حالا طبق تبصرهٔ ۴ مادهٔ ۱۲
قانونِ تملکِ متافیزیکی:
۱. چون امام زمان ما **همین الان زنده و حاضر** هست (فقط دیده
نمیشه)، پس سند ششدانگ کل منطقه قانوناً و شرعاً به نام شخص شخیص
ایشونه!
۲. چون ایشون غایبه، کل اختیارات و
حق امضا رو داده به ما یعنی **“نایبان عام و خاص”**!
۳. در نتیجه، ارض موعود تحویل قطعی
ما شده و هرگونه تصرف غیر، غصب علنی به حساب میاد!»
خاخامها و اعراب اموی با تعجب شاخ درمیارن:
— «یعنی چی؟! پس سهم ما چی شد؟!»
مهدویان در حالی که برگهٔ تخلیه رو
میچسبونن به دیوار دروازه رحمت:
— «سهم شما منقضی شد! شما اهل سنت بشینید تا مهدی حسنیتون
دنیا بیاد، شما یهودیها هم منتظر بمونید تا اون دوشیزه داوودی رو پیدا
کنید! ما به عنوان نایبان رسمی ولیعصر، تحویل کلید و تخلیهٔ فوری رو
خواستاریم. بار و بندیل رو جمع کنید، لوکیشن رو خالی کنید که باید
اینجا ستاد بزنیم!» 😂📜🏛️
---
**📌 پانوشت کپشن:**
«روند تکامل سند مالکیت در خاورمیانه:
یهودیت: منجی ما هنوز دنیا نیومده
ولی زمین مال ماست!
تسنن: منجی ما هم بعداً
دنیا میاد پس زمین مال ماست!
مهدویان: منجی ما قبلاً دنیا اومده و غایبه، ما هم وکیلشیم؛
لطفاً تا پایان وقت اداری ملک رو تخلیه کنید!» 🤦♂️📉🔑
---
### 🎭 پرده آخر: شوک کیهانی؛ پایان بازی در بنگاه خاکی
---
**صحنه:**
وسط داد و بیدادِ نایبان،
چانهزنی خاخامها و نقشهکشی امویان بر سر متراژ و سند زمین، ناگهان
آسمان اورشلیم شکافته میشود. سکوتی سنگین و مرگبار کل فلات را فرا
میگیرد. غبار قرنها مینشیند و **عیسی ناصری** در برابر چشمان
بهتزدهٔ همگان ظاهر میشود.
همه از حرکت میایستند؛ پوشههای قولنامه، طومارهای خطی و
مهرهای وکالت از دستها میافتد. هر دسته میخواهد او را به نفع
سناریوی خودش مصادره کند، اما کلام او مثل صاعقه بر سرشان فرود میآید:
---
**«بس کنید این مضحکهٔ خاکی را!»**
عیسی با نگاهی نافذ به چهرههای مسخشده نگاه میکند و
میگوید:
> «به حکم نصّ صریح: **"وَإِنَّهُ لَعِلْمٌ لِلسَّاعَةِ فَلَا
تَمْتَرُنَّ بِهَا"** (سوره زخرف، آیات ۶۱ و ۶۲)؛
> طبق عهد و میثاق الهی، بازگشت من
نه برای صدور سند ملکی برای شماست، نه بازسازی هیکل و نه تحویل کلید
قدس به نایبان و مدعیان! **حضور من تنها یک معنا دارد: آغاز شمارش
معکوس ساعت انقراض کیهان.**»
صدای او در میان ویرانهها طنین میاندازد:
> «سیارهٔ زمین وارد فاز فروپاشی نهایی شد!
> در آیندهای بسیار نزدیک، طومار
این خاک در هم پیچیده میشود؛ این قدس، آن گنبدهای زرین و سربی، سنگ و
گلهای بابالرحمه و حتی دیوارهای کعبه با تمام عظمتش با خاک یکسان و
کوبیده خواهند شد: **"إِذَا دُكَّتِ الْأَرْضُ دَكًّا دَكًّا"**...
> مگر کلمات آغازین وحی در مکه را
نخواندهاید؟! مگر ندیدید که تمام آن آیات از درهمپیچیده شدن
آسمانها، فروپاشی ستارگان، تکهتکه شدن کوهها و مرگ زمین سخن
میگفتند؟!
> **کل کائنات در آستانهٔ
نیستی و بازخواست است، آنوقت شما قرنهاست سرِ چند وجب خاک و چند
سازهٔ سنگی به جان هم افتادهاید و قباله و وکالتنامه جعل میکنید؟!
بازی تمام شد؛ زمین را برای تخریب آماده کنید!»**
---
**📌 پانوشت نهایی:**
«پایان تمام توهمات هزارساله بر سر خاک و سنگ:
وقتی تمام کائنات آمادهٔ انفجار و
فروپاشی نهایی است، چانهزنی بر سر مالکیت یک چهاردیواری روی سیارهای
محکوم به فنا، کمدیترین تراژدی تاریخ بشر است.» 🌍💥⏳
«موریا» به لاتین
(انگلیسی) به صورت زیر نوشته میشود:
- Moriah
(رایجترین و دقیقترین شکل استاندارد بر اساس رسمالخط کتاب مقدس)
- یا به صورت سادهتر:
Moria
تلفظ و ریشه در
زبانهای مختلف:
- انگلیسی:
məˈraɪ.ə
(مورایا / مُرایا)
- عبری توراتی:
מוֹרִיָּה
(Mōrīyyāh / موریاه) به معنای «دیدهشده توسط یهوه» یا «سرزمین
رؤیت»
- یونانی باستان
(سپتواجینت):
Μωρία (Mōria)
- لاتین کلاسیک (ولگات):
**قبةالصخره
(Dome of the Rock)** به دستور **عبدالملک بن مروان**، پنجمین خلیفهٔ
اموی، ساخته شد.
### جزئیات
تاریخی و ساخت:
* **زمان ساخت:** ساخت آن در حدود سال
**۶۸۵ تا ۶۹۱ میلادی** (۶۵ تا ۷۲ هجری قمری) انجام شد.
* **معماران و ناظران:** نظارت و مدیریت
ساخت این بنا به دو نفر سپرده شده بود:
1. **رجاء بن حَیوة کِندی** (از دانشمندان
و فقیهان برجسته آن دوران اهل بیسان فلسطین)
2. **یزید بن سلام** (از اهالی بیتالمقدس
و آشنا به فنون معماری منطقه)
### کتیبهٔ
تاریخی درون بنا:
در کتیبهٔ کوفیِ داخل گنبد که تاریخ سال ۷۲
هجری را دارد، نام عبدالملک بن مروان به عنوان بانی بنا ثبت شده بود.
با این حال، سالها بعد **مأمون عباسی** نام عبدالملک را تراشید و نام
خود را جایگزین کرد، اما تاریخ «سنه اثنتین و سبعین» (سال ۷۲ هجری) را
دستنخورده باقی گذاشت که همین موضوع از نظر تاریخنگاران انتساب بنا
به عبدالملک بن مروان را اثبات میکند.
*(توجه:
قبةالصخره ساختمانی هشتضلعی با گنبد طلایی است و نباید آن را با
«مسجدالاقصی / المصلی القبلی» که گنبدی سربیرنگ/تیره دارد و در جنوب
محوطه حرم شریف واقع شده، اشتباه گرفت، هرچند هر دو در یک محوطه قرار
دارند).*
**«المُصَلَّى
القِبْلِی» (Al-Qibli Chapel)** ساختمانِ اصلی و مسقفِ مسجدی است که در
**جنوب محوطهٔ حرم شریف (حرم قدسی)** واقع شده و دارای **گنبدی
سربیرنگ/نقرهای-تیره** است. این بنا همان مسجدی است که امروزه اغلب
در اخبار و رسانهها با نام اختصاصی **«مسجدالاقصی»** به تصویر کشیده
میشود.
برای روشن شدن موضوع، تفکیک اصطلاحی و
تاریخی زیر ضروری است:
---
### ۱. تفاوت
مفهومی «مسجدالاقصی» عام و «المصلی القبلی» خاص
| عنوان | موقعیت
و تعریف | ویژگی ظاهری |
| :--- | :--- | :--- |
| **کل محوطه (حرم شریف)** | مساحتی در
حدود ۱۴۴ دونم (۱۴۴,۰۰۰ متر مربع) شامل تمام صحنها، دیوارها،
دروازهها، **قبةالصخره** و **المصلی القبلی**. از نظر فقهی و تاریخی،
کل این محدوده «مسجدالاقصی» نامیده میشود. | کل محوطهٔ روباز و بناهای
درون آن |
| **قبةالصخره** | بنایی **هشتضلعی** در مرکز محوطه که روی صخرهٔ مقدس
ساخته شده است. | **گنبد طلایی** |
| **المصلی القبلی** | ساختمان مسقف و
شبستانِ نماز در **جنوبیترین بخش محوطه** (رو به سمت قبلهٔ مکه). |
**گنبد سربی / خاکستری-تیره** |
علت نامگذاری آن
به «قِبلی» این است که در راستای قبله (جنوب محوطه) قرار دارد و محراب
و منبر اصلی امام جماعت حرم قدسی در آن واقع شده است.
---
### ۲. تاریخچهٔ
ساخت المصلی القبلی
1. **دوران عمر
بن الخطاب (۱۶ یا ۱۷ هـ / ۶۳۷-۶۳۸ م):**
پس از فتح
بیتالمقدس، عمر دستور داد در بخش جنوبی محوطه (نزدیک به صخره، اما رو
به قبله مکه) مسجدی ساده و چوبی بسازند تا نمازگزاران پشت به صخره و رو
به مکه نماز بخوانند (گزارشهای تاریخی اسقف آرکولف/Arculf در حدود سال
۶۷۰ میلادی این مسجد اولیه چوبی را توصیف کرده است).
2. **دوران
امویان (بنای ساختمانی بزرگ):**
بنای عظیم و سنگیِ مسجد به دستور
**عبدالملک بن مروان** آغاز و توسط پسرش **ولید بن عبدالملک** در حدود
سال **۷۰۵ میلادی (۸۶ هجری)** تکمیل شد.
3. **ویرانیها و
بازسازیها:**
این بنا چندین بار در اثر زلزلههای شدید
(بهویژه در قرن دوم و سوم هجری) تخریب و در دوران **خلفای عباسی (مان
آغاز و توسط پسرش **ولید بن عبدالملک** در حدود سال **۷۰۵ میلادی (۸۶
هجری)** تکمیل شد.
3. **ویرانیها و
بازسازیها:**
این بنا چندین بار در اثر زلزلههای شدید
(بهویژه در قرن دوم و سوم هجری) تخریب و در دوران **خلفای عباسی
(مانند مهدی عباسی)** و سپس **خلفای فاطمی (بهویژه الظاهر لاعزاز
دینالله در قرن پنجم هجری)** با ابعادی کوچکتر اما مستحکمتر تجدید
بنا شد. بخش عمدهای از سازهٔ کنونی، بازماندهٔ همان بازسازی فاطمیها
و الحاقات بعدی ایوبیان و عثمانیهاست.
---
### ۳. ماجرای آتشسوزی منبر صلاحالدین /
نورالدین زنکی (۱۹۶۹)
در **۲۱ اوت ۱۹۶۹ (۱۳۴۸ خورشیدی)**، یک فرد
تندرو استرالیایی به نام **دنیس مایکل روهان** با انگیزهٔ تخریب کل
مجموعه برای تسریع در بازسازی معبد، بخشهایی از المصلی القبلی را به
آتش کشید.
* در این آتشسوزی خسارات سنگینی به
شبستان، سقف، فرشها و تزیینات تاریخی مسجد وارد شد.
* مهمترین اثر نابودشده در این حادثه،
**«منبر نورالدین زنکی»** بود؛ منبری بسیار نفیس و منبتکاریشده که
نورالدین زنکی ساخت آن را برای روز فتح قدس سفارش داده بود و پس از
آزادی شهر از دست صلیبیها، به دستور **صلاحالدین ایوبی** به این مسجد
منتقل شده بود. سالها بعد نسخهٔ مشابهسازیشدهای از روی طرحهای
تاریخی آن ساخته و جایگزین شد.
---
### ۴. ساختار
معماری و ویژگیهای کنونی
* **شبستان اصلی:** دارای یک راهروی مرکزی
عریض (Nave) به همراه راهروهای موازی (Aisles) در دو طرف است.
* **گنبد:** گنبد بخش جنوبی از داخل با
گچبریها و معرقکاریهای دورهٔ ایوبی و عثمانی تزیین شده و از بیرون
با ورق با انگیزهٔ تخریب کل مجموعه برای تسریع در بازسازی معبد،
بخشهایی از المصلی القبلی را به آتش کشید.
* در این آتشسوزی خسارات سنگینی به
شبستان، سقف، فرشها و تزیینات تاریخی مسجد وارد شد.
* مهمترین اثر نابودشده در این حادثه،
**«منبر نورالدین زنکی»** بود؛ منبری بسیار نفیس و منبتکاریشده که
نورالدین زنکی ساخت آن را برای روز فتح قدس سفارش داده بود و پس از
آزادی شهر از دست صلیبیها، به دستور **صلاحالدین ایوبی** به این مسجد
منتقل شده بود. سالها بعد نسخهٔ مشابهسازیشدهای از روی طرحهای
تاریخی آن ساخته و جایگزین شد.
---
### ۴. ساختار
معماری و ویژگیهای کنونی
* **شبستان اصلی:** دارای یک راهروی مرکزی
عریض (Nave) به همراه راهروهای موازی (Aisles) در دو طرف است.
* **گنبد:** گنبد بخش جنوبی از داخل با
گچبریها و معرقکاریهای دورهٔ ایوبی و عثمانی تزیین شده و از بیرون
با ورقههای سربی خاکستریپوش پوشانده شده است.
* **مصلای مروانی و زیرزمینها:** در زیر
بخشهایی از المصلی القبلی و جنوبشرقی محوطه، فضاهای زیرزمینی باستانی
موسوم به «اسطبلهای سلیمان» قرار دارند که امروزه به عنوان «مصلای
مروانی» و «الاقصی قدیم» برای نمازگزاران آمادهسازی و بازگشایی
شدهاند.
---
### خلاصه
**المصلی القبلی**، شبستان مسقفِ واقع در
انتهای جنوبی محوطهٔ حرم شریف با **گنبد سربیرنگ** است که مکان اصلی
برپایی نماز جماعت، محراب، و منبر خطبههای جمعه در کل مجموعهٔ
بیتالمقدس به شمار میرود.
مسئلهٔ اینکه
در زمان پیامبر اسلام (پیش از فتح بیتالمقدس و قبل از ساخت بناهای
اموی) **«مسجدالاقصی»** چه بوده و پیامبر به کجا رفته است، یکی از
مباحث بسیار مهم در تاریخنگاری انتقادی و کلام اسلامی است.
برای پاسخ دقیق
باید میان **«واقعیت تاریخی-باستانشناختی آن مکان در قرن هفتم
میلادی»**، **«مفهوم واژه مسجد در ادبیات قرآنی»** و **«دیدگاههای
پژوهشگران تاریخ اسلام»** تفکیک قائل شد:
---
### ۱. وضعیت
باستانشناختی بیتالمقدس در زمان واقعه معراج (حدود ۶۲۱ میلادی)
در زمان حیات پیامبر و پیش از اسلام:
* معبد دوم اورشلیم (هیکل سلیمان/هرود) در
سال ۷۰ میلادی به دست رومیها (تیتوس) کاملاً ویران شده بود.
* در دوران بیزانس (روم شرقی/مسیحی)، تپهٔ
معبد (کوه موریا) به یک **خرابهٔ متروکه** تبدیل شده بود؛ چراکه
مسیحیان ویرانی آن را تحقق پیشگویی عیسی میدانستند و توجه مذهبی خود
را به «کلیسای مقبره مقدس» (کلیسای رستاخیز) معطوف کرده بودند.
* بنابراین در زمان معراج، **هیچ ساختمان،
مسجد، گنبد یا سازهٔ مسقفی به نام مسجد در آن محوطه وجود نداشت**؛ بلکه
تنها سکوی سنگی بزرگ و بازماندههای دیوارهای باستانی (از جمله دیوار
ندبه امروزی) و صخرهٔ مقدس بر روی تپه وجود داشت.
---
### ۲. مفهوم
واژهٔ «مسجد» در قرآن (معنای لغوی در برابر اصطلاحی)
در زبان عربی و کاربرد قرآنی، واژهٔ
**«مَسْجِد»** به معنای ساختمان دارای گنبد و مناره نیست؛ بلکه اسم
مکان از ریشه «س-ج-د» و به معنای **«محل سجده و عبادتگاه خدا»** است.
* قرآن جاهایی را که پیش از اسلام محل
عبادت پیامبران توحیدی و بنیاسرائیل بودهاند، از حیث ماهیت قدسی
«مسجد» تلقی میکند (همانطور که در سوره کهف آیه ۲۱ درباره اصحاب کهف
میگوید: *«لَنَتَّخِذَنَّ عَلَیْهِمْ مَسْجِدًا»*).
* از این رو، در بینش اسلامی سنتی، منظور
از «المسجد الاقصی» (مسجد دوردستترین) در آیه اول سوره اسراء، **زمین
و مکان مقدس بیتالمقدس (معبد باستانی انبیاء)** بوده است، نه یک
ساختمان فیزیکی ساختهشده در آن مقطع.
---
### ۳. نظریهها
و تحلیلهای تاریخی درباره ماهیت و مکان «المسجد الاقصی»
در بررسیهای تاریخی-انتقادی، چند دیدگاه
عمده وجود دارد:
#### دیدگاه اول:
بیتالمقدس (اورشلیم) و بازتعریف اموی
بنا بر این دیدگاه، پیوند پیامبر با مکان
معبد سلیمان در اورشلیم، نمادی از تداوم نبوت ابراهیمی بود. پس از فتح
قدس در دوران عمر و بهویژه در عصر امویان (عبدالملک و ولید)، با ساخت
«قبةالصخره» و «المصلی القبلی»، نام قرآنیِ «المسجد الاقصی» بر این
محوطه تثبیت و کالبد مادی یافت تا پایگاهی قدسی در قلمرو شام در برابر
مکه شکل گیرد.
#### دیدگاه دوم:
جِعرّانه (دیدگاه مبتنی بر روایات کهنتر تاریخی)
برخی از کهنترین تاریخنگاران مسلمان،
مانند **واقدی** (در *مغازی*) و **ازرقی** (در *اخبار مکه*)، روایت
کردهاند که در نزدیکی مکه دو مسجد وجود داشت: «المسجد الادنی» (مسجد
نزدیکتر) و «المسجد الاقصی» (مسجد دورتر) که در منطقهای به نام
**جِعرّانه** (در مسیر طائف) واقع شده بود و پیامبر در آنجا احرام بست
و نماز گزارد. برخی مورخان معاصر معتقدند انتقال این مفهوم به اورشلیم
بعداً در منازعات سیاسی دوران اموی و عباسی شکل رسمی به خود گرفت.
#### دیدگاه سوم:
معراج به ساحت ملکوت و آسمان
برخی محققان متون کهن معتقدند «المسجد
الاقصی» در سوره اسراء در اصل اشاره به یک جایگاه زمینی خاص نبوده،
بلکه اشاره به **معبد آسمانی (بیت المعمور)** در عوالم بالا داشته و
مسیر عروج پیامبر به ساحت قدس الهی بوده است که بعدها با جغرافیای
زمینی بیتالمقدس تطبیق داده شد.
---
### جمعبندی:
آنچه پیامبر طبق باور سنتی در معراج به آن
وارد شد، **زمین و عرصهٔ مقدس معبد پیشین در بیتالمقدس (فضای باز تپهٔ
صخره)** بود که در آن زمان ساختمانی نداشت؛ و نامگذاری بناهای امروزی
(المصلی القبلی و کل محوطه) به «مسجدالاقصی»، نامگذاریِ تاریخی-تمدنیِ
مسلمانان پس از فتح شام بر روی همان زمین باستانی است.