Home   |  تماس با ما و ارسال مطالب |  پروژه‌ها  | نرم‌افزارهاي مورد نياز |

 

 

09-04-2016

 

ترديد در صحت نظريه‌ انفجار بزرگ

 

طبق نظريه‌ مه بانگ جهان حدود 13 الي 14 ( 13.7 ) ميليارد سال پيش بر اثر يك انفجار بزرگ به وجود آمده است . يعني هنگامي كه يك توده‌ بسيار متراكم و به شدت داغ ساخته شده از ذرات بنيادي بر اثر يك نيروي غير قابل تصور از هم پاشيده است . در اين انفجار بزرگ اتم‌هاي هيدروژن ، نخستين اتم‌هايي بوده‌اند كه به هستي پا نهاده‌اند . بنابه اين نظريه كل جرم و انرژي فعلي هستي ، قبل از انفجار بزرگ در گوي بسيار كوچك و چگالي  جاي داشته است .

 

 

در ابتدا ما سعي خواهيم كرد تا يك انفجار كلاسيك واقعي  را در يك سه بعدي برسي كنيم !

 

 

در تمامي انفجارهاي كلاسيك ( يعني رها شدن سريع مقادير قابل توجهي انرژي و ذرات انفجار در فضا به هر صورت ممكن ) انرژي و ماده هر كدام به صورت يكنواخت در محيط سه بعدي و كروي شكل توسعه مي‌يابند ، يعني جهت تمامي نيروهاي حاصل از انفجار به صورت يكنواخت در كل محيط سه بعدي مركز انفجار به صورت كره گسترش مي‌يابد ، لازم به ذكر است كه انرژي انفجار همواره پيشروتر از مواد حاصل از انفجار است ، براي اينكه سرعت انتشار انرژي سرعت نور است ولي با توجه به قوانين نسبيت ، سرعت پرتاب ذرات كمتر از سرعت نور خواهد بود . تصوير فوق عكس‌هايي از مراسم آتشبازي را نشان ميدهد . اين انفجارها همگي در حوزه‌ جاذبه‌ سياره زمين روي داده و مركز انفجار داراي سرعت اوليه بوده است ولي چون قدرت و سرعت انفجار نسبتا زياد بوده است ، همگي انفجارها در لحظات اوليه به صورت كره بوده‌اند ، همانطور كه مشخص است با كم شدن انرژي جنبشي ذرات به علت مقاومت هوا ، ذرات تحت تاثير نيروي گرانش زمين به طرف پايين منحرف شده و سقوط مي‌كنند . ولي در انفجار بزرگ هيچ نيروي خارجي وجود نداشته است تا مسير حركت ذرات را تحت تاثير خود قرار دهد و با توجه به اينكه مركز انفجار نيز ساكن بوده است و به روايت اين نظريه ، مكان انفجار نقطه‌ صفر فضا - زمان بوده است ، در نتيجه امروزه حاصل اين انفجار بزرگ مي‌بايست عالمي كروي شكل ، در حال انبساط با سرعت ثابت و به شعاع چند ميليارد سال نوري باشد !

 

 

 

برسي انفجار بزرگ از ديدگاه نسبيت :

فيزيكدانان در گذشته چنين پيش بيني كردند كه اگر جرم يك ستاره ، نسبتا بيشتر از جرم خورشيد ما باشد ، در پايان عمر آن ستاره ، فشار گرانشي ميتواند چنان جرم اين ستاره را در هم پيچيده و متراكم كند كه فضاي خالي درون اتم از بين رفته و چگالي به صورت فوق‌العاده زيادي افزايش يابد . از طرفي نسبيت بيان مي‌كرد كه نيرويي به نام گرانش نيوتني اصلا وجود ندارد بلكه علت جاذبه ، انحناي فضا - زمان است كه در اين صورت ، فضا - زمان در پيرامون اين اجرام سماوي فوق‌العاده چگال ، به صورت بسته و خيلي انحنا يافته در مي‌آيد كه اصطلاحا به آن تكينگي گفته ميشود كه تعاريف متداول و رايج ما از علم فيزيك در آنها دگرگون و غير قابل پيش بيني و درك ميشود . اينك اگر اين نگرش انتزاعي را به قبل از انفجار بزرگ انتقال دهيم با تراكم كل جرم كيهان فعلي در مكاني به نام گوي چگال ، ما با يك تكينگي اوليه و ابتدايي به نام انفراد روبرو ميشويم كه فضا - زمان در آن كلا" بسته و مسدود شده ، يعني صفر خواهد بود ، چون نسبيت اجازه حجم صفر به اين گويچه فوق چگال را مي‌دهد ، چون در اين شرايط متر ما صفر و زمان ما توقف كرده است . اينك اين سوال بسيار مهم مطرح ميشود كه اگر گرانش كلاسيك همان انحناي فضا - زمان نسبيت است و قبل از انفجار بزرگ ، فضا - زماني وجود نداشته است و اگر وجود داشته بعد از تشكيل گوي صفر شده است ، پس چگونه نيروي جاذبه تحت اين شرايط ، اعمال و باعث پيوند ذرات تشكيل دهنده گويچه ( يكپارچگي آن ) و همچنين باعث ثبات و بقاي آن تا  قبل از انفجار بزرگ شده است ؟

چنين به نظر ميرسد كه گويا قبل از انفجار بزرگ و يا پديدار شدن گويچه ، فضا - زماني وجود داشته است كه بعدا اين فضا - زمان به واسطه تجمع جرم كل كيهان قبلي ، انحنا و انقباض شديدي يافته و در نهايت صفر شده است ، يعني همان نظريه  big crunch ( برخورد بزرگ ) كه بيان مي‌كند در نهايت ، انبساط عالم متوقف شده و كيهان شروع به انقباض مي‌كند و گويچه اوليه ، مجددا شكل خواهد گرفت ، يعني انفجارهاي متوالي و پديدار شدن دنياهاي پي در پي . ولي اين مشكل جدي پيش مي‌آيد كه با صفر شدن فضا - زمان ( پديدار شدن تكينگي ) نيروي جاذبه نسبيتي يا همان انحناي فضا - زمان ، مفهوم و موجوديت خود را كلا" از دست مي‌دهد ، براي اينكه ديگر محيطي براي اعمال آن وجود نخواهد داشت ( فضا - زماني نيست تا انحنا يابد ) و مشكل تكينگي خود به خود مرتفع ميشود ، چون گرانش از بين مي‌رود يا منتفي ميشود . موضوع بسيار مهم اين است كه در اين وضعيت نو شناخته شده ، تكليف اين همه جرم متراكم چه ميشود و چه چيزي يا عاملي باعث داغ شدن گويچه چگال و بدنبال آن انفجار بزرگ و حتي ثبات يا پايداري آن گوي ميشود ؟ 

به هر حال نظريه پردازان چنين مطرح مي‌كنند كه بعد از انفجار بزرگ ، فضا - زمان پديدار شده و شروع به انبساط كرده است و جرم كل كيهان همواره به فضا - زمان كيهان انحنا مي‌دهد و كيهان همانند سطح يك بادكنك گرد ، در حال انبساط است . يعني شبيه شكل زير :

 

   

 

البته این نگرش زمانی مشهود خواهد بود که موجودی چهار بعدی در فضای چهار بعدی به کیهان ما نگاه کند که این کیهان در حال انبساط زیر مجموعه ای از آن محیط چهار بعدی باشد .

برسي‌هاي انجام شده نشان مي‌دهد كه سرعت دور شدن كهكشانها از يكديگر و در كل ، سرعت توسعه كيهان ثابت نيست ، بلكه لحظه به لحظه در حال افزايش است و اينگونه افزايش سرعتها ، نيرويي پيوسته ميخواهد كه به صورت مداوم به اجرام سماوي نيرو وارد كند و پيوسته به سرعت آنها بيافزايد و اصطلاحا حركت شتابدار باشد ، اين در حالي است كه انرژي انفجار ، لحظه‌اي بوده و پيوسته نمي‌باشد ، در واقع نيروي انفجار در يك لحظه آزاد و تخليه شده و يكبار به ذرات انفجار نيرو وارد ميكند كه اين نيرو باعث حركت ذرات با سرعت ثابت ميشود ، البته اگر ذرات تحت تاثير نيروي خارجي قرار نگرفته باشند ، از اينرو نظريه‌اي به نام انرژي تاريك ارايه شده است كه عنوان ميكند در عالم ، انرژي و نيرويي دائمي در خلا وجود دارد كه باعث ميشود به جاي اينكه كهكشانها يكديگر را بربايند باعث ميشود تا آنها يكديگر را به شدت از هم برانند و علت اصلي شتاب در توسعه عالم از انرژي تاريك است ، شايد اين نيرو خاصيت ضد گرانشي نيز داشته باشد !

 انرژی تاریک یعنی انرژی ناشناخته که بشر فعلا هیچ درک و تصوری از آن ندارد و صرفا آن را به عنوان یک تبصره به نظریه انفجار بزرگ الحاق نموده اند که اولا انبساط شتاب دار کیهان را توجیه کند و دوما باعث جلوگیری از مردود شدن نظریه انفجار بزرگ شود !!!!!

آيا انرژي تاريك وجود دارد ؟ و اگر وجود دارد ماهيت آن چيست ؟ در مباحث ديگر به آن پرداخته شده است . ولي موضوع بسيار مهم اينكه اين انرژي هرچه كه باشد نمي‌تواند حاصل يك انفجار بزرگ بوده باشد . چرا كه سرعت حركت و انتشار انرژي انفجار ثابت است براي اينكه سرعت امواج الكترومغناطيس در عالم ثابت اندازه‌گيري شده است ، البته در محيطهاي يكسان و همگن و از اينرو نظريه نسبيت ارايه شده است و پايه و اساس آن ثابت بودن سرعت حركت و انتشار نور در فضاست . انرژي انفجار شايد در لحظات اوليه بتواند سرعت شتابداري را سبب شود ولي انرژي انفجار سريعا به صفر ميرسد و سرعت در لحظه آخر ثابت مي‌شود ، از اينرو اگر عالم بر اثر انفجار بزرگ شكل گرفته باشد ، پس سرعت انبساط آن نيز بايد ثابت باشد كه اينگونه نيست ! بلكه سرعت انبساط عالم فزاينده و شتابدار است و آيا اين شتاب ثابت است يا خود اين شتاب نيز فزاينده است ؟ سوالي است كه آينده به آن پاسخ خواهد داد !  قدر مسلم اينكه امروزه انرژي حاصل از انفجار بزرگ در عالم به آن مقدار مشهود نيست كه به صورت پيوسته به اجرام نيرو وارد كند و باعث شتاب آنها و افزايش سرعت توسعه عالم شود !

 

شكل روبرو نمودار سرعت ثابت را نشان ميدهد

شكل روبرو نمودار سرعت با شتاب ثابت را نشان ميدهد كه تقريبا براي انبساط فعلي عالم مناسب است .

شكل روبرو نمودار سرعت ذرات انفجار را در فضا بدون تاثير نيروي گرانش و يا مقاومت هوا نشان ميدهد كه با نظريه‌ انفجار بزرگ سازگار است كه نمي‌تواند سرعت انبساط فعلي عالم را توجيه نمايد.

 

از طرفي اگر انرژي تاريك وجود دارد و باعث شتاب در توسعه كيهان ميشود مسلما خود اين نيرو ميتواند توسعه كيهان را توجيه كند و نيازي به نظريه انفجار بزرگ نيست در حالي كه چنين به نظر ميرسد چون نظريه انفجار بزرگ از توجيه توسعه شتابدار كيهان درمانده شده است ، نظريه انرژي تاريك به عنوان يك تبصره به آن افزوده شده است . نظريه انفجار بزرگ ، آغاز كاينات را از يك هسته ( گوي ) به اندازه يك اتم در فضا - زمان صفر ميداند ، زيرا آن هنگام هنوز فضا - زمان آغاز نشده بود كه در اين صورت متر ما همواره در حال بلند شدن ( انبساط فضا ) و زمان ما در حال تند شدن خواهد بود و در اين حالت ، علي‌رغم اينكه سرعت نور را همواره ثابت اندازه‌گيري خواهيم كرد ، ما هرگز متوجه انبساط عالم نيز نخواهيم شده ، چه برسد به انبساط شتابدار آن . ولي ما هميشه متوجه توسعه شتابدار عالم ميشويم ، پس اين نظريه نمي‌تواند درست باشد كه توضيحات بيشتر در مبحث انبساط فضا - زمان ناشي از نظريه انفجار بزرگ ، توجيهي غير موجه براي توسعه كيهان است ارايه ميشود .


طبق نظريه انفجار بزرگ ، انبساط جهان به قدري شديد رخ داده كه از اندازه كوچكتر از يك هسته اتم در يك لحظه به اندازه كره زمين بزرگ مي‌شده ، يعني انبساط و تورم بعد از بيگ بنگ شروع شده بود ، اما هنوز كهكشانها به وجود نيامده بودند . با توجه به جرم خيلي زياد و حجم اين گوي كه در پاره‌اي موارد صفر هم در نظر گرفته ميشود ما ميتوانيم سرعت فرار براي ذرات ماده يا ذرات انفجار را محاسبه كنيم . اين سرعت بينهايت است و چون دسترسي به سرعت بينهايت براي ماده غير قابل تصور و از طرفي متناقض با نسبيت است ، پس بعد از انفجار بزرگ ، ماده و انرژي مجبور بوده‌اند به طرف گوي برگردانده شوند و اين گوي به صورت مكان بسته‌اي باقي بماند ،  پس اين نظريه نمي‌تواند درست باشد كه توضيحات بيشتر در مبحث نظريه انفجار بزرگ محال است ارايه ميشود .

 

 

طبق نظريه انفجار بزرگ پيدايش عالم چند مرحله داشته است :

 

مرحله اول - صفر تا 43-^10 ثانيه

اين مسئله هنوز برايمان كاملا روشن نيست كه در اين اولين اجزاي ثانيه‌ها چه چيزي تبديل به گلوله آتشيني شد كه كيهان بايد بعدا از آن ايجاد گردد . هيچ معادله و يا فرمول‌هاي اندازه گيري براي درجه حرارت بسيار بالا و غير قابل تصوري كه در اين زمان حاكم بود در دست نمي باشد .



مرحله دوم - 43-^10 تا 32-^ 10 ثانيه

طبق مفاهيم فعلي اولين سنگ بناهاي ماده مثلا كوارك‌ها و الكترون‌ها و پاد ذره‌هاي آنها از برخورد پرتوها با يكديگر به وجود مي‌آيند . قسمتي از اين سنگ بناها دوباره با يكديگر برخورد مي‌كنند و به صورت تشعشع فرو مي‌پاشند . در لحظه هاي بسيار بسيار اوليه ، ذرات فوق سنگين نيز مي توانسته اند به وجود آمده باشند . اين ذرات داراي اين ويژگي هستند كه هنگام فروپاشي ، ماده بيشتري نسبت به ضد ماده و مثلا كوارك هاي بيشتري نسبت به آنتي كوارك ها ايجاد مي كنند . ذرات كه فقط در همان اولين اجزاي بسيار كوچك ثانيه‌ها وجود داشتند براي ما ميراث مهمي به جا گذاردند كه عبارت بود از : افزوني ماده در برابر ضد ماده

و ..................

 

 

همانطور كه مي‌دانيم دما به علت جذب يا شارژ انرژي امواج الكترومغناطيس در لايه‌ها و زير لايه‌ها ( ترازها ) بالا مي‌رود و اصولا موج الكترومغناطيس حامل انرژي است و موج الكترومغناطيس توسط ذرات باردار الكتريكي و اتمها توليد و منتشر ميشود و توسط همين ذرات و اتمها جذب ميشوند و دما اينگونه رد و بدل و تعريف ميشود . طبق نظريه انفجار بزرگ در مرحله اول ، ماده باريوني و ذرات باردار و اتمها وجود نداشته‌اند ، منجمله كوارك‌ها و الكترونها و اگر اين ذرات باردار و اتمها وجود نداشته‌اند امواج الكترومغناطيسي چگونه توليد و تشديد و حتي تمركز يافته و در چه چيزي جذب و شارژ و باعث بالا رفتن دما شده‌اند ؟ و اصولا دما قبل از پديدار شدن اين ذرات و اتمها چه تعريفي داشته و چگونه توضيح داده ميشود . سوالي است كه نظريه پردازان انفجار بزرگ بايد به آن جواب دهند ! در حقيقت در مرحله اول چيزي به نام بار الكتريكي و امواج الكترومغناطيسي وجود نداشته است تا حرارت تعريف و مفهومي براي خود داشته باشد ، پس هيچ عاملي براي انفجار بزرگ و يا انبساط عالم وجود نداشته است ، يعني انفجاري در كار نبوده براي اينكه عاملي براي آن نبوده است . و از همه مهمتر اينكه تمامي نيروهاي شناخته شده منجمله گرانش ، الكترومغناطيس ، هسته اي قوي و ضعيف منشاء واحدي دارند ( نظريه وحدت ) . كما اينكه نيروي الكترومغناطيس و هسته اي ضعيف با هم متحد شده اند و چنين پيش بيني ميشود كه در انرژي هاي بسيار بالا ، تمامي نيروها با هم متحد شوند و اگر نظريه انفجار بزرگ درست بوده باشد قبل از انفجار بزرگ ، اين نيرو و يا منشاء واحد در گويچه حاكم بوده است كه نمي‌توانيم عبارت حرارت را به آن اطلاق كنيم چون حرارت و دما نتيجه بوجود آمدن نيروي الكترومغناطيس است . و بسيار بعيد به نظر ميرسد كه اين مقدار گرانش غير قابل تصور و درك در گويچه اجازه توليد ، انتشار و تراكم امواج الكترومغناطيس را بدهد .

 

در نظريه نسبيت چاله‌هاي فضايي پيرامون اجرام نوتروني تشكيل شده از ماده باريوني ( نوكلئونها ) مطرح ميشود ، طبق نظريه انفجار بزرگ جنس گوي آتشين از ماده باريوني نبوده است بلكه جنس آن ماده اوليه يا پيش ماده باريوني بوده است و مدتي بعد از انفجار بزرگ ، ماده باريوني تشكيل شده است و اين در حالي است كه ما بار الكتريكي ،  جرم و گرانش را جزو صفات ماده باريوني مي‌شناسيم . چاله‌هاي فضايي ثمره تجمع ماده باريوني با چگالي بالاست و اينك نظريه پردازان انفجار بزرگ جرم و گرانش را چگونه براي ماده اوليه يا پيش ماده باريوني تصور مي‌كنند ؟

آيا قبل از انفجار بزرگ گرانش و جرم معني و مفهوم داشته است ، و اصولا اگر جرم و گرانش معني نداشته است چگونه اين گوي به اين مقدار از تراكم و حرارت دست يافته است ؟ و اين موضوع يكي از نقاط ضعف نظريه انفجار بزرگ است !

همانطور كه مي‌دانيم بار الكتريكي نوترونها تقريبا صفر است و به همين دليل چون نيروي گرانشي مابين نوترونها برقرار است به اين چگالي بالا دست مي‌يابند و اصولا اين سوال مطرح ميشود كه آيا جنس اين گوي آتشين از چه بوده است ؟ بار داشته است ؟ جرم و گرانش داشته است و اصولا چه علتي باعث اين تجميع و اين افزايش چگالي در گوي شده است ؟ آيا ما نگرشي را كه به كيهان متشكله از ماده باريوني داريم مي‌توانيم به قبل از پيدايش آن منتقل كنيم ؟ آيا اين قوانين فيزيكي قبل از پيدايش كيهان حاكم بوده‌اند ؟

 


 

 

" ناسا نظريه دكتر بهرام مبشر را پذيرفت :


تيم‌هاي تلسكوپ‌هاي فضايي « اسپيتزر » و « هابل » قدمي تازه براي شناخت يك بچه كهكشان در عالم نوزاد برداشتند . تلسكوپ‌هاي فضايي هابل و اسپيتزر يك كهكشان فوق‌العاده پر جرم را در فضا شناسايي كردند كه در دورترين فاصله‌هايي كه تاكنون شناخته شده است ، رصد شده‌اند . اين مسئله از آن جهت براي اخترشناسان تعجب آور بود كه اولين كهكشانها در عالم عرفاً اين گمان را به يدك مي كشند كه اين توده‌هاي ستاره‌اي بسيار كوچكتر از آن هستند كه پس از چندي با يكديگر برخورد كنند و پديدآور كهكشانهاي بزرگتري چون راه شيري ما باشند .
دكتر بهرام مبشر از موسسه علوم تلسكوپ‌هاي فضايي كه كاشف اين كهكشان بوده است ، گفت : به نظر مي رسد اين كهكشان در ظرف صد ميليون سال اوليه پس از انفجار بزرگ به سرعت و به طرزي شگفت انگيز ، عظيم‌الجثه تر شده است . وي افزود : اين كهكشان تقريباً ۸ بار بيشتر از راه شيري در ستارگان جرم سازي كرده است و تنها در يك لحظه شكل گيري ستارگان در آن متوقف شده است . به نظر مي رسد اين كهكشان به طور نابهنگامي رشد كرده است . اين كهكشان با دقت زيادي به تقريباً ۱۰ هزار كهكشان ديگر كه در بسته‌اي كوچك از آسمان قرار دارند و ميدان هاي فراژرف هابل ناميده مي شوند ، اشاره مي كند . در سايه تحقيقات هابل اين منطقه ژرفترين مناظر و تصاوير را به صورت مريي و نزديك به طول موج فرو سرخ از عالم به دست مي دهد و نيز در عميقترين زمينه ديد تلسكوپ فضايي اسپيتزر است كه البته اين دو بزرگترين رصدخانه هاي بنيادين پيمايش عمقي در آسمان هستند .
اين كهكشان به دوري دورترين اجرام و كوازارهايي است كه تاكنون شناخته شده‌اند . نوري كه امروز از آن به ما مي رسد در واقع سفر خود را زماني آغاز كرده است كه هستي تنها ۸۰۰ ميليون سال عمر داشته است . دانشمندان با عكاسي از آن گمان مي بردند كهكشاني بسيار جوان يا اصطلاحاً كهكشاني نوزاد را يافته‌اند اما در عوض كهكشاني نوجوان را آشكار كرده بودند كه نسبت به كهكشانهاي هم عصر كيهاني خود بسيار بزرگتر بوده است و پيش از اين كاملاً به حد بلوغ رسيده بوده است . دوربين پيشرفته پيمايش آسمان هابل (ACS) هرگز موفق به رويت اين كهكشان نشده است . اين در حالي است كه در حقيقت ميدان فرا ژرف هابل دورترين تصوير تهيه شده‌اي است كه تاكنون در نور مريي از اعماق جهان به دست آمده است و نمايانگر اين واقعيت است كه نور آبي آن به جهت سفري از نوع سال نوري و گذر از ميان گازهاي هيدروژن حايل جذب شده بوده است ( همچون تلاش براي ديدن كف درياچه‌اي كه مملو از لجن است ) . في‌الواقع اين كهكشان با استفاده از دوربين فرو سرخ هابل و طيف نمايي چند جزيي (NICMOS) و نيز با يك دوربين فرو سرخي كه برروي تلسكوپ بسيار بزرگي (VLT) واقع در رصدخانه جنوبي اروپا نصب است رويت شده است . اما در اين طول موجها كهكشان بسيار كم نور و قرمز رنگ است . با اين حال تعجب واقعي در آنجا است كه چقدر اين كهكشان در تصاوير اسپيتزر درخشان تر و واضح تر است و به راحتي آن را در طول موجي ۵ بار بلندتر از طول موج رويت شده به وسيله هابل آشكار مي كند .
اسپيتزر به نور دريافتي از ستارگان پيرتر كه بايد بيشتر جرم كهكشان را شامل شوند حساس تر است و درخشندگي كهكشان به راستي بر اين مدعا كه كهكشان بسيار پر جرم است ، اشاره دارد . « مارك ديكينسون » از رصدخانه ملي مريي (NOAO) گفت : اين كهكشان امروز بايد يك زوج كهكشان عظيم باشد . وي افزود : در آن زمان كه گيتي تنها ۸۰۰ ميليون سال سن داشته است اين كهكشان واقعاً و به طور قطع غول پيكر بوده است . دكتر مبشر و همكاران او از طريق آميختن اطلاعات ناشي از رصدهاي هابل ، اسپيتزر و VLT فاصله تا اين كهكشان را تخمين زدند . اين رصدها جمعاً ردپاي وسيعي را از طيف الكترومغناطيس _ از طول موج مريي تا نيمه هاي فرو سرخ ( از۴/۰ تا ۸ ميكرون )_ را پوشش مي دهد .
درخشندگي نسبي اين كهكشان در طول موجهاي مختلف با نظريه انبساط عالم به خوبي توافق دارد و به اخترشناسان اجازه مي دهد تا با استفاده از ساير روشها فاصله را با تقريب مناسبي تخمين بزنند . آنها در اين زمان همچنين مي توانند تصويري از پيشروي كهكشان چه از نظر جرم و يا سن ستارگان به دست آورند . اين تيم همچنان تلاش مي كند تا فاصله تخميني را به وسيله سنجش طيف نمايي با بزرگترين تلسكوپ هاي مستقر در زمين يعني VLT ، KECK و رصدخانه هاي GEMINI به درستي تثبيت كنند . اما اين كهكشان اثبات كرده است كه براي رصدهاي زميني سوژه‌اي بس كم نور و ضعيف است ؛ اگرچه در نتيجه رصدهاي بسياري در طول موجهاي متفاوت تاثير رنگ در آن بسيار منحصر به فرد به نظر مي رسد و آن را از حيث جرم و اندازه بسيار عظيم‌الجثه معرفي مي كند .
بسياري از اخترشناسان بر اين باورند كه كهكشانها ، پس از چندي اقدام به كوچك شدن مي كنند و به ازاي آن جرم خود را تقويت مي كنند . هرچند اين موضوع به دكتر مبشر و همكاران او نظرياتي سنتي و قديمي را گوشزد مي كند كه در آنها برخي كهكشانها به طور يكپارچه متولد مي شوند و به سرعت شكل مي گيرند و در جمع كل همچون گذشته هستند . براي چنين كهكشان بزرگي اين بايد به صورت يك رويداد انفجاري هولناك بوده باشد و انرژي حاصل از ظهور سريع ستارگان احتمالاً به گرم كردن عالمي كه پس از انفجار بزرگ سرد شده بوده است كمك كرده است . اين حادثه زود هنگام ( ۵ درصد اوليه عمر هستي ) زمينه‌اي پر ثمر براي انتظار تلسكوپ فضايي James Webb است كه حساسيتي فرو سرخي دارد تا شايد به تماشاي ستارگان بسيار قديمي كه پس از مهبانگ مشتعل شده اند ، بپردازد .

http://elminews.blogspot.com/2005/06/blog-post_111863242166606716.html "

 

 

در نظريه انفجار بزرگ چنين تصور شده است كه كل ماده فعلي موجود در كيهان ، در مدت زمان كسري از ثانيه بعد از انفجار بزرگ پديدار شده يا بوجود آمده است . ولي برسي‌هاي جديد كه توسط اين اخترشناس انجام گرفته ، ميتواند مويد اين موضوع مهم باشد كه اجرام سماوي وجود دارند كه پيدايش آنها از قانون كلي وضع شده توسط تئوري انفجار بزرگ براي كيهان ، پيروي نمي‌كنند و با فاصله زماني بسيار زيادي از ساير اجرام شكل گرفته‌اند . ساده و خلاصه مطلب مهم اينكه ، ما در كيهان امروزي ، ماده با تاريخ توليد یا خلقت متفاوت داريم ، همچنين كهكشانهايي كه خيلي قبل از تاريخ پيش بيني شده توسط نظريه انفجار بزرگ براي پيدايش كيهان ، پديدار شده‌اند و اين مدارك ميتواند نظريه انفجار بزرگ را نقض و مردود كند .

 

مسلما طرفدارن نظریه انفجار بزرگ دست به کار شده  و نظریه جدید دیگری به نام انفجارهای چندگانه و پی در پی را برای پیدایش کیهان ارایه و به عنوان تبصره به نظریه اصلی خواهند افزود  که این هم نمی تواند مشکل به وجود آمده را حل و فصل کند. چون هر انفجار برای خود یک فضا – زمان و کیهان منحصر به فرد را به وجود خواهد آورد که از یکدیگر کاملا مجزا خواهند بود و ساکنین آنها نمی توانند موجودات یکدیگر منجمله ستارگان و کهکشانها را رصد نموده و از روی دادهای همدیگر با خبر شوند.  

 

 

نظريه انفجار بزرگ به زودي مردود ميشود :

" تصوير فرا ژرف با تلفيق تصاوير و داده‌هاي تلسكوپ‌هاي فضايي در ناحيه مريي و آشكارساز " نيكموس" در ناحيه مادون قرمز و" اسپيتزر" - در طول موج‌هاي بلندتر - و نيز برخي تلسكوپ‌هاي زميني 8 متري و 10 متري نظير كك ، جمينا و سوبارو حاصل شده و امكان بررسي روند شكل‌گيري كهكشان‌ها را فراهم مي‌كند .
نماينده آژانس فضايي اروپا (ESA) در موسسه تلسكوپ فضايي "هابل" درباره تصوير فرا ژرف تهيه شده توسط هابل گفت : "فرا ژرف" عميق‌ترين تصويري است كه تاكنون بشر ديده است . وقتي به اعماق فضا مي‌نگريم - به دليل محدود بودن سرعت نور و در نتيجه زماني كه طول مي‌كشد تا نور به ما برسد -، گويي در زمان به عقب نگاه مي‌كنيم ، در نتيجه كهكشان‌ها را آن طور كه بوده‌اند مي‌بينيم ، نه آن طور كه در حال حاضر هستند و هر چه دورتر برويم ، گويي به ابتداي جهان نزديك‌تر مي‌شويم .
در تصوير فرا ژرف ، كهكشاني را رويت كرديم كه حدود 600 ميليون سال پس از "بيگ بنگ" ( انفجار بزرگ ) به وجود آمده و فاصله آن با ما 12 ميليارد سال است و جرمي نزديك به صد هزار ميليون برابر جرم خورشيد دارد و اين سوال پيش مي‌آيد كه در مدت زمان كوتاهي از ابتداي جهان ، چطور توانسته چنين جرم زيادي را كسب كند .
در ادامه مطالعات ، تعداد بيشتري از اين نوع كهكشان‌ها را پيدا كرديم و مشغول مطالعه هستيم كه در صورت صحيح بودن نتايج ، تئوري‌هاي موجود در زمينه پيدايش كهكشان‌ها را زير سؤال مي‌برد .
دكتر مبشر تصريح كرد : اين كهكشان‌ها از ستاره‌هاي پير تشكيل شده‌اند و اگر فرض كنيم تمام جهان به يك شكل و نظير همان نقطه‌اي است كه ما اين مطالعات را انجام داده‌ايم ؛ پس در كل جهان اين كهكشان‌هاي غول پيكر پراكنده هستند .
براساس تئوري‌ه
اي موجود ، كهكشان‌هاي بزرگ در اثر ادغام كهكشان‌هاي كوچكتر به وجود مي‌آيند ، اما نكته اينجاست كه كهكشان‌هاي ياد شده آنقدر زود در طول عمر جهان به وجود آمده‌اند كه فرصتي نبوده تا كهكشان‌هاي كوچك به وجود آمده و با هم ادغام شوند و تنها در صورت تلقي پيدايش ناگهاني اين كهكشان‌ها در اثر توده گاز و ابر ، مي‌توان اين مساله را توجيه كرد كه صحت اين تئوري هنوز به اثبات نرسيده است .

http://www.nojumi.org/newsn/news.php?action=fullnews&id=718  "

 

اگر با قبول و پذيرش نظريه انفجار بزرگ به اين كهكشان رصد شده نگاه كنيم يك چنين استنباطي خواهيم داشت كه 8 برابر سرعت كهكشان راه شيري ستاره سازي و رشد كرد است ولي اگر فرض كنيم كه اين كهكشان با روال طبيعي خود ، يعني همانند ساير كهكشانها ستاره سازي و رشد نموده ، عمر آن در نظر اول تقريبا هشت برابر كهكشان راه شيري تخمين زده ميشود .

 

همانطور كه ميدانيم مشاهدات فيزيكداني به نام هابل نشان داد كه كهكشانها با سرعت V در حال دور شدن از يكديگر هستند كه از رابطه :

 

V=HX 

 

به دست مي‌آيد كه در آن H ثابت هابل و X فاصله از زمين است . در واقع اين رابطه را براي هر نقطه از جهان مي‌توان بكار برد . به طور خلاصه به ازاي هر يك ميليون سال نوري فاصله از ما ، سرعت تقريبا 20 كيلومتر در ثانيه افزايش پيدا مي‌كند . فاصله كهكشان مورد نظر 12 ميليارد سال نوري يا 12.000 ميليون سال نوري تخمين زده شده است كه سرعت فرار آن معادل 12.000*20=240.000 كيلومتر در ثانيه ميباشد . به استناد معادلات لورنتس - جرالد در مورد رابطه سرعت و زمان :

در واقع اگر براي كهكشان راه شيري 13.7 ميليارد سال سپري شده باشد براي كهكشان رصد شده زمان 8.22 ميليارد سال سپري شده كه علي‌رغم بعد مكاني ؛ كهكشان مورد نظر ميبايست خيلي جوان تر از پيش بيني اخترشناسان رويت مي‌شد كه چنين نشده . پس با وضعیت رصد شده برای این کهکشان میتوان سن آن را به احتساب سنوات خودمان حساب کرد .

براي اينكه هشت برابر بيشتر از كهكشان ما فعاليت كرده پس سن آن ميبايست هشت برابر باشد و در ثاني گذشت زمان را 0.6 بار كندتر از ما احساس كرده كه به سن آن افزوده ميشود البته اين سن با زمان و تقويم ما محاسبه شده است . در نهايت اينكه خود اين كهكشان اينك سن 0.6*182.66= 109.6 ميليارد سالگي را تجربه مي‌كند كه ممكن است فعلا وجود نداشته و مدتها پيش مضمحل و در هم فرو ريخته است و از طرفي چون محاسبه سن عالم بر پايه نظريه انفجار بزرگ استوار شده ، چنين به نظر ميرسد كه درست نباشد و .... ، به هر حال مشاهدات بيانگر اين واقعيت است كه موجوديت بعضي از اجرام به قبل از نظريه پيدايش ماده توسط انفجار بزرگ بر مي‌گردد ، يعني همانطور كه نظريه انفجار بزرگ براي توجيه انبساط شتابدار عالم شكست خورده است و مجبوريم نظريه انرژي تاريك را به آن اضافه كنيم ، اين نظريه در توجيه زمان پيدايش ماده و كاينات نيز شكست خورده و عاجز است و بهتر است اين نظريه به فراموشي سپرده شود . هر چند كه اين نظريه در نهايت براي اثبات صحت خود به پديده انبساط عالم متوسل شده است ، يعني پديده‌اي كه قرار بود آن را توجيه كند كه نتوانسته است . جدا مايه تاسف است كه بعضي ها توسعه كيهان را مدركي براي صحت نظريه انفجار بزرگ مي‌دانند ، شايد آنها از تاريخ علم و روند تكامل آن ناآگاه باشند .

 

اينك فرض مي‌كنيم كه كهكشان مشاهده شده ثابت و ما با سرعت 240.000 كيلومتر در ثانيه در حال دور شدن از آن هستيم كه مسلما زمان ما 0.6 كندتر از زمان كهكشان مشاهده شده حركت خواهد كرد كه هرگز 8 برابر سرعت ستاره سازي آن را توجيه نخواهد كرد و نگرش انتزاعي به كيهان يعني همان مثال بادكنك نيز در مبحث  انبساط فضا - زمان ناشي از نظريه انفجار بزرگ ، توجيهي غير موجه براي توسعه كيهان است مورد ترديد و ابطال قرار گرفت . آنچه كه مسلم است اينكه كيهان منطبق بر الگوي يك فركتال بسيار جالبي در حال توسعه است كه توزيع و پراکندگی ماده در آن هميشه يكنواخت باقي مي‌ماند و خيلي ها روي طرح و معادله رياضي اين فركتال شگفت انگيز در حال كار هستند ، چون در بعضي موارد نزديك شدن و ادغام كهكشانها مشاهده ميشود و اشاره به مسير حركت به خصوصي براي كهكشانها دارد . 

سرعت گریز از سطح زمین 4/11 كیلومتر بر ثانیه است . حال اگر پرتابه اي با سرعت كمتر بخواهد از جو زمین خارج شود ، سرعت آن رفته رفته كمتر شده و گرانش زمین این اجازه را به آن نمی‌دهد و پرتابه به سوی زمین باز می‌گردد و سرعت سقوط آن لحظه به لحظه بيشتر ميشود . پس اگر سرعت نسبی دو كهكشان از سرعت گریزشان كمتر باشد روزی انبساط پایان یافته و كیهان آغاز به انقباض می كند و اگر سرعت گریزشان بیشتر باشد ، انبساط عالم ادامه خواهد داشت . چون سرعت دور شدن كهكشانها از يكديگر در حال افزايش است پس نتيجه مي‌گيريم كه اين سرعت بيشتر از سرعت گريز و يا فرار لازم است پس كيهان تا پايان عمر خود در حال توسعه خواهد بود .

 

محمدرضا طباطبايي   27/5/86

http://www.ki2100.com

 

لطفا نظرات خود را در آدرس زیر  مطرح  فرمایید :


http://www.facebook.com/ki2100