امروزه بعضي از كيهان شناسان بر اين باورند كه
كاينات جزء موجودات بيجان و مرده محسوب نميشوند ، بلكه زندهاند و به
نوعي حيات و هوش غير بيولوژيك دارند . به طور مثال پيدايش منظومه شمسي
، فاصله زمين از خورشيد ، اندازه و مقدار تابش نور خورشيد ، فصول سال ،
حرارت و اتمسفر سياره زمين ، وضعيت آب و هوا و اكوسيستم آن ، پيدايش
حيات جانوري و گياهي روي سياره زمين ، واكنشهاي دفاعي طبيعت در مقابل
نابودي و انقراض حيات بر روي آن و ......... نميتواند تصادفي باشد .
بلكه پديدار شدن و تداوم وجود آن ، نياز به يك هوش و توان محاسباتي
فوقالعاده زياد و غير قابل تصوري دارد . از اين رو كاينات را موجودات
فوق هوشمندي تصور ميكنند كه قادر به پديد آوردن و اداره موجودات هوشمند
ديگري ، مثل انسان هستند . با مطالعه بسيار در علم كيهان شناسي چنين
معلوم ميشود كه كل كيهان نيز از همين ويژگي برخوردار است ، براي اينكه
ميلياردها سال از حيات و موجوديت آن ميگذرد و هيچ اختلال و ناهنجاري محسوسي در
آن پديدار نشده است كه اين ممكن نخواهد بود مگر با وجود هوش و استعدادي
سرشار كه بتواند حجم بسيار زيادي از اطلاعات را پردازش و بعد از حل
معادلات بسيار پيچيدهاي ، تصميمات مهم و ضروري را اتخاذ كند و
موجوداتي همچون كاينات هوشمند را در خود پديدار نمايد .
يكي از شگفت انگيزترين پديدههاي مشاهده شده ، تصادم كهكشانها با يكديگر است ، آنها
يا با هم ادغام ميشوند و كهكشاني بزرگتر را ايجاد ميكنند و يا بدون
اينكه صدمهاي به يك ديگر وارد كنند از درون هم عبور ميكنند .
به نام خداوندِ رحم كنندهِ ( بخشنده ، گذشت كننده ) مهربان (
با شفقت ، با عاطفه )
-
حمد ( ستايش
، تمجيد ) براي خداوند خالق ( به پا
دارنده ) آسمانها و زمين ، قرار دهنده
ملائكه رسولاني (
فرستادگاني ) [كه] دارندگان بالهايي دو تا و
سه تا و چهار تا [هستند] ، ميافزايد در خلقت
( مخلوقات ) آنچه را كه ميخواهد ، بدرستي
خداوند براي هر ( تمام ) چيزي قادري (
توانايي ) [است]
........... سوره فاطر

با برسي ساختار فيزيكي بازوهاي ميلهاي
كهكشانهاي مارپيچي ، اين بالها كاملا مشخص و معلوم ميشوند كه با شگفتي
تمام بايد گفت كه تعداد آنها دو يا سه و يا چهار عدد است . جالب اينكه اينها نيز در خلقت خود از
رياضيات دوجيني تبعيت و پيروي ميكنند ، همچنين از ستاره داوود توسعه
يافته و صد البته ساير مخلوقات
خداوند نيز اينچنين هستند .

همچنين اين ساختارها در گردبادهاي مهيب تشكيل
شده در اتمسفر سياره زمين مشاهده ميشوند كه مربوط به دنباله فيبوناچي و
يا اسپيرال لگاريتمي ميشود كه اين ساختار هندسي سرتاسر كيهان را فرا گرفته است
، در اين
رابطه مراجعه فرماييد به مبحث
رياضيات مختص فيزيك چيست ؟
و
تركيب تناسب طلايي يا
توالي فيبوناچي در ستاره داوود توسعه يافته
.
اين ساختارها در دنياي نانو نيز يافت ميشوند
حتي ساختار خود اتمها !

ملائكه جمع اسم مَلَك است . همانطور كه ميدانيم مَلِك
در زبان عربي به معني پادشاه و فرمانروا است . در واقع اسم مَلَك به
معني فرمانبردار ، فرمان پذير ، سرباز يا زير دست پادشاه است كه فرامين
او را بدون چون و چرا اجرا ميكند .
و شقه ( شكافته
) شود آسمان ، پس آن در چنين روزگاري واهي (
تهي ، تو خالي ، ترسان و لرزاني ، سستي ) [باشد]
16
و مَلَك ( فرمانبردار ) بر اطرافش (
پيرامون آسمان ) [باشد] و
حمل ميكند عرش ( تخت سلطنت ) سرورت را بالایشان
( روي سرشان ) در چنين روزگاري هشت تايي (
هشت گانه ، هشت گروهي ) . آيه 17
سوره حاقه
در روز قيامت كاينات ( ملائكه ) به هشت گروه كلي
تقسيم و عرش پروردگار را به صحن قيامت حمل ميكنند . صحنه بسيار
باشكوهي است كه در آن هر كهكشان به اندازه يك ستاره ديده خواهد شد .
كساني كه حمل ميكنند عرش را و كسي
كه پيرامون آن [عرش] است ، تسبيح ميكنند به ستايش سرورشان و ايمان دارند به او
و آمرزش ميخواهند براي كساني كه ايمان آوردند ، [میگويند] سرور ما ، فرا گرفتي هر (
تمام ) چيزي را رحمتي و علمي ، پس بيامرز براي كساني كه توبه كردند و
تبعيت كردند راه تو را و نگهدار ( محافظت كن
) ايشان را
[از] عذاب جحيم ( جهنم
) . آيه 7 سوره غافر
ملائكه تنها در اين كالبد كهكشاني قادر خواهند
بود تا در روز قيامت عرش پروردگار را با آن عظمت و بزرگي ، حمل و جابجا
كنند ، كه ملائكه در كالبد و موجوديت غير از اين ، هرگز توانايي و قدرت
انجام اين امر خطير را نخواهند داشت .
آيا براي شماست مذكر (
نر ، فرزند پسر ) و براي اوست مونث (
براي خداوند ماده ، مادينه ، فرزند دختر )
21
اين [بدين
منوال باشد] ، آنگاه ( كه در آن صورت
) قسمتي ( تقسيمي ، سهم كردني ) غير عادلانه (
نادرست ، ناقص ، ظالمانه ، كج و با اعوجاج ، غير
منصفانهاي
) [باشد] 22
كه آن [نيست]
مگر نامهايي كه اسم برديد ( ناميديد ، نام گذاري كرديد
) آن را شما (
خودتان ) و پدرانتان (
اجدادتان ) ، نازل نكرد
خداوند به آن از دليلي ( ادله و برهاني
) ، كه تبعيت [نه]
ميكنند مگر ظن ( گمان ، تصور ، تخمين و حدس ) را و آنچه را كه هوس ميكند نفسها (
جانها و اشخاص ) و حتما آمده است ايشان را از
[جانب] سرورشان
هدايت 23
آيا براي انسان [مهيا و آماده و شدني است] آنچه را كه تمنا مي كند (
مي خواهد ، درخواست ، خواهش و التماس مي كند ،
آرزو مي كند ) 24
پس براي خداوند است آخرت (
بعد قيامت ، آينده ) و اوليه (
حال و گذشته ، قبل قيامت ) 25
و چه بسيار [است] از مَلَكي ( فرمانبرداري ،
فرمان پذيري ، مطيعي ) در آسمانها [كه] كفايت ( بسنده ، بینياز ) نميكند شفاعت (
ميانجي گري ، پا درمياني ، حمايت ) ايشان
چيزي را ، مگر از بعد اينكه اجازه دهد خداوند براي كسي كه ميخواهد و راضي (
خشنود )
باشد
26
بدرستي كساني كه ايمان نمیآورند به
آخرت حتما مي نامند ( اسم گذاري ميكنند )
ملائکه را نامگذاري
مونث ( مادينه ) 27
و نيست براي ايشان به آن [موضوع و مسئله] از علمي (
دانشي ) ، كه تبعيت [نه] مي كنند مگر ظن (
گمان ، تصور ) را و بدرستي گمان ( تصور ، خيال ) بي نياز نمي كند از
حقيقت چيزي را 28
پس اعراض ( خودداري ، دوري ) كن از كسي
كه روي برمي تابد (
سرپيچي مي كند ) از ذكر ( ياد
) ما ، و نخواسته است مگر حيات (
زندگانيها و زيست ) دنيا (
قبل قيامت ) را 29
آن نهايت ( ميزان و مقدار نهايي )
ايشان است از علم ( فهم و شعور ، دانايي ) ، بدرستي
سرورت ، اوست داناتر به كسي كه گمراه ( حيران ) شد از راهش (
مسير ، سير و
سلوكش ) و اوست داناتر به كسي كه هدايت يافت 30
و براي خداوندست آنچه كه در
آسمانها و آنچه كه در زمين است ، براي اينكه جزا دهد (
كيفر ،
مجازات كند ) كساني را كه بدي كردند به [سبب]
آنچه كه عمل كردند و جزا ( پاداش ) دهد كساني را كه نيكي كردند به بهترين [صورت]
. آيه 31 سوره نجم
قبل از اسلام انسانها بر اين عقيده بودند كه
ملائكه مونث و دختران خداوند هستند . كه علت آن را خداوند ظن و گمان و
حدسيات انسانها ميداند و همچنين هوس و ميل دروني انسانها . امروزه هم
اينچنين است ، ملائكه را فرشته مينامند كه نامي مونث است و در مورد
موجوديت ملائكه فقط به حدس و گمان روي ميآورند و چون غير قابل رويت و
شناسايي بودهاند ، موجودات غير مادي اطلاق شدهاند . خداوند به تعداد
بسيار زياد ملائكه در آسمان اشاره ميكند . امروزه حدس زده ميشود كه تعداد قابل
رويت آنها چيزي بيشتر از 100 ميليارد باشد . خداوند علم كساني را كه ملائكه را مونث ميپندارند ، در حد هيچ ميداند .
چنين نيست ، هنگامي كه كوبيده (
ويران ، هموار ) شود زمين ، كوبيدني كوبيدني را (
ويراني ، همواري ) 21
و آيد سرورت و مَلَك ( فرمانبردار ،
فرمان پذير ، مطيع ، سرباز ) صفي ، صف شدهاي
. آيه 22 سوره فجر
در روز قيامت ، ملائكه در نزد و كنار خداوند
مشاهده ميشوند ، اين ملائكه ميبايست پيكر و كالبد بسيار بزرگي داشته
باشند .
آيا چشم به راهند مگر اينكه بيايد ايشان را خداوند در سايه بانهايي از ابرها و
[همچنين] ملائكه
و مقتضي ( سپري ) شود كار و به سوي
خداوند برگردانده مي شود كارها . آيه 210 سوره بقره
و براي خداوند [است] لشگريان
آسمانها و زمين و باشد خداوند عزيزي ( قدرتمندي
) حكيمي . آيه 8 سوره فتح
كاينات هوشمند يا ملائكه در حكم سپاهيان و ارتش خداوند
هستند .
و براي اوست روندگان (
كشتیها ، جاري شدهها ) بر
افراشتهها ( بادبان داران ) در دريا ، همچون كوهها . آيه 24 سوره رحمن
همانطور كه ميدانيم كهكشانها ساكن نيستند و با
سرعت شتابدار در حال دور شدن از همديگر بوده و منظور از كشتيها و
جاريشدهها ، افراشتهها و بادبان داران همان ملائكه ، و منظور از دريا
همان فضا است .
اوست كسي كه نشان میدهد
[به] شما برق را ترسي و طمعي (
اميدي ، چشم داشتي ) و نشر میدهد
( پديدار میكند ) ابرهاي سنگين
را 12
و تسبيح میكند رعد به ستايش
او ، و ملائكه از هراساندنش و مي فرستد صاعقهها را ، پس مورد اصابت قرار
ميدهد به
آن كسي را كه میخواهد و ايشان مجادله میكنند در [مورد] خداوند و
[درحاليكه] اوست محكم ترفندي . آيه 13
سوره رعد
تمامي پديدههاي جوي و تغييرات آب و هوايي ، به فرمان خداوند و به دست ملائكه اداره ميشوند .

به نام خداوندِ رحم كنندهِ (
بخشنده ، گذشت كننده ) مهربان (
با شفقت ، با عاطفه )
-
سوگند فرستاده شدگان را ( رسولان ، ملائكه )
، پي در پي ( پشت سرهمي ، موج دريا كه پياپي به ساحل ميرسد
، به روال و طبق نظم و قانوني ، تسلسلي ، سلسله مراتبي
)
-
پس وزندگان (
توفندگان ) ،
وزشي ( طوفاني ، وزيدني
) را
-
و نشر دهندگان (
انتشار دهندگان ، پخش و توزيع كنندگان ،
پراكنده كنندگان ، باز و گشوده كنندگان ، آگهي و تبليغ و فاش و
ترويج كنندگان ) ، نشري ( انتشاري ، پخش و توزيعي
و پديد آوردني .... ) را
-
پس شكافندگان (
جدا كنندگان ، سوا كنندگان حق از باطل و درست از
نادرست ، فرق قائل شوندگان ) ،
شكافتني ( جدا كردني ، تميز دادني )
را
-
پس القا كنندگان ( افكنندگان ، وحي كنندگان ) ، ذكري (
يادآوري
) را
-
[چه] عذري ( بهانهاي ، مدافعه و پوزشي ،
پيروزي و چيرگي ) [باشد] يا
هشداري
............ سوره مرسلات
به نام خداوندِ رحم كنندهِ (
بخشنده ، گذشت كننده ) مهربان (
با شفقت ، با عاطفه )
-
سوگند كشمكش (
ستيزه ، منازعه ، مرافعه ، جهاد ، جنگ ، اشتياق و... ) كنندگان را ، پيشبردي (
غرق كردني )
-
و كشندگان ، كشيدني (
كششي ) را [يا
نشاط كنندگان ، نشاطي را]
-
و شنا كنندگان ، شنايي (
شناوري ) را
-
پس سبقت گيرندگان ، سبقتي (
سبقت گرفتني ) را
-
پس تدبير كنندگان كاري (
فرماني ) را
............ سوره نازعات
همانطور كه ميدانيم يكي از خصوصيات سربازان ،
جنگجويي و دلاوري آنهاست . اين ملائكه جرم بسيار زيادي را در پيكر خود
دارند و حمل ميكنند ، يعني چيزي نزديك به 100 ميليارد ستاره در هر
كهكشان . آنها بدون هيچ مشكلي اين اجرام را در فضا شناور و نقل مكان
ميكنند . همانطور كه ميدانيم با نزديك شدن به پيرامون عالم بر سرعت
اين كهكشانها افزوده ميشود يعني همان انبساط شتاب دار كيهان . كاينات
يا ملائكه ، هوشمند هستند و امورات مربوط به خلقت خداوند و فرامينش را
تجزيه و تحليل و پردازش ( تدبير ) ميكنند و باعث نظم و پايداري
در كيهان ميشوند .
به نام خداوندِ رحم كنندهِ (
بخشنده ، گذشت كننده ) مهربان (
با شفقت ، با عاطفه )
-
آيا نديدهاي كه چگونه عمل
كرد ( رفتار كرد ، برخورد كرد ) سرورت به اصحاب ( گروهان ، ارتشيان ، سپاهيان
، متحدان ، هم قطاران ) فيل
-
آيا قرار نداد حيله (
مكر و تزوير ، انديشه و حقه بازي ) ايشان را در ضلالتي (
گمراهي و سرگرداني ، انحرافي ، به خطا و خلاص
رفتني )
-
و ارسال كرد (
فرستاد ) براي ايشان ، پرندگاني (
پرواز كنندگاني ) دسته دسته ( گروه گروه ، به صورت
دسته جمعي و منتشر شده )
-
تيرباران
ميكرد ( سنگباران و سنگسار و فرو میانداخت
) ايشان را ، به سنگهايي از گلي [سفتي]
( سنگهاي رسوبي ، سنگهايي با
شناسنامهاي ، نشان دار و با مدركي ، ثبت شدهاي ، علامت داري )
-
پس گردانيد
ايشان را ، همانند كاهي ( پوشال ، ساقه علفي ) خورده شده (
جويده و در
معده در حال هضم ، له و لورده شده ، همانند آنچه كه بعد از ذبح چهار
پايان از شكمشان خارج ميشود يا فضولات گاو ) سوره
فيل
همانطور كه
ميدانيم پرندگان زير مجموعهاي از كهكشان راه شيري هستند كه در عرض
چندين ميليون سال به تكامل خود رسيده و به شكل و شمايل امروزي در آمدهاند
. در واقع ملائكه به فرمان خداوند ميتوانند در كسري از ثانيه به همين
شكل و شمايل در آيند و ماموريت خود را انجام دهند .
و اوست كسي كه مي ميراند شما را به
شب و ميداند آنچه را كه آشكار كرديد به روز ، سپس برمي انگيزد (
بيدار ميكند ) شما را در آن براي اينكه
مقتضي شود اجلي ( موعدي )
معيني را ، سپس به جانب او مراجعت شماست ، سپس آگاه ميكند شما را به
آنچه كه عمل ميكرديد 60
و اوست چيره فوق بندگانش و ميفرستد
براي شما محافظي را تا زماني كه آيد يكي از شما را مرگ ، به ميراند او را
فرستادگان ما و ايشان تفريط ( زياده روي
) نميكنند . آيه 61 سوره انعام
در واقع كليه
فعاليتهاي بيولوژيكي گياهان و جانوران در كنترل ملائكه است ، براي
اينكه ملائكه قادرند بعد از فوت و قبض روح انسان در خواب ، اين
فعاليتها را ادامه دهند .
در
حقيقت خداوند خلقت را به گونهاي پايه ريزي و سازماندهي نموده است كه بعد از انجام
آن ، صرفا فرمانده و دستور دهنده آن است البته تا روز قيامت ، و ملائكه همه كار را براي او
به انجام ميرسانند .
و تبعيت كردند آنچه را كه تلاوت ميكردند شياطين در فرمانروايي
( حوزه اقتدار ) سليمان و كافر نشد (
كفران نكرد ) سليمان و ليكن شياطين
ناسپاسي كردند ( كافر شدند ) ، ياد ميدادند انسيان ( مردم ) را جادو و آنچه را كه نازل شد براي دو مَلَك به بابل ، هاروت و ماروت و ياد نميدادند آن دو از شخصي
را تا اينكه ميگفتند آن دو [كه] جز اين نيست [كه] ماييم فتنهاي (
مايه امتحاني ) ، پس كافر نشو
( كفران نكن ) ، پس ياد میگرفتند از آن دو آنچه را كه تفرقه
( جدايي ، ناسازگاري ) میانداخت به
وسيله آن مابين مرد و زوجش و نبود ايشان به ضرر دهندگان به آن از شخصي مگر به اذن خداوند و ياد ميگرفتند آنچه را كه ضرر ميداد ايشان را و نفع نميكرد ايشان را و حتما دانستهاند
[كه] حتما كسي كه خريد آن را ، نيست برايش در آخرت از نصيبي
( بهرهاي ) از خير و حتما بد است آنچه را كه خريدند به آن خويشتن
( خودهايشان ) را ، اگر ميدانستند
. آيه 102 سوره بقره
با توجه به اينكه انسان نيز زير مجموعهاي از
كهكشان راه شيري محسوب ميشود . تمامي ملائكه ميتوانند به اذن خداوند به
شكل و شمايل ( پيكر ) انسان در آيند و ماموريت خود را انجام دهند .
ملائكه در داشتن پيكري از زير مجموعه پيكر خود ، هيچ محدوديتي ندارند .
زماني كه استغاثه (
امداد ) ميخواستيد سرورتان
را ، پس اجابت ( قبول ) كرد برايتان ، بدرستي من مدد (
ياري ) كننده شمايم به هزاري از ملائكه
، پس آيندگان ( عقب نشستگان ، پشت سران ، دوش به دوشان
) 9
و قرار نداد آن را خداوند مگر
بشارتي و براي اينكه اطمينان يابد به آن قلبهايتان و نيست ياري مگر از
نزد خداوند ، بدرستي خداوند قدرتمندي حكيمي [است]
10
زماني كه پوشانده ميشد شما را خواب (
چرت ) ، امنيتي از [جانب] او و نازل ميشد برايتان از آسمان آبي براي اينكه پاك
كند شما را به آن و به برد از شما پليدي ( كثافت ) شيطان
را و براي
اينكه ربط دهد براي قلبهايتان و ثابت كند به آن قدمها را 11
زماني كه وحي ميكرد سرورت به جانب ملائكه ، بدرستي من همراه شمايم ، پس ثابت بداريد كساني را كه ايمان آوردند
، به زودي مي افكنم در قلبهاي كساني كه كفران كردند رعبي را ، پس بزنيد
بالاي گردنها را و بزنيد از ايشان هر (
تمام ) انگشتاني را . 12 سوره
انفال
در واقع خداوند براي ياري بندگانش در جنگها و
درگيريهاي فيزيكي ، ملائكه را ارسال ميكند كه ممكن است جسم هم داشته
باشند و يا اينكه فقط به حالت روح باشند و شناسايي آنها در آن شلوغي
جنگ كار آساني نيست ، براي اينكه ظاهر آنها خيلي طبيعي و شبيه مردمان
زمان خود است . مسلمانان نه تنها اعراب را شكست داده و كل شبه جزيره
عربستان را به تصرف خود در آورند ، بلكه موفق شدند دو امپراتوري بزرگ
ايران و روم را مقلوب خود كنند و اين غير ممكن بود مگر به اذن خدا و
ياري ملائكه . زماني كه مسلمانان با سپاه فيل سوار ايرانيان باستان مواجه
ميشدند ، طوفان شن و گردباد شديد ، فيلها را رم داده و متواري ميكرد
. آنگونه كه در تاريخ قيد شده است ، در آن زمان مسلمانان غلاف براي
شمشير خود نداشته و پا برهنه بودهاند ، ولي سپاه ايران و روم بيش از
اندازه مجهز و با امكانات بودهاست و با اين حال خيلي زود شكست
خوردهاند .
به نام خداوندِ رحم كنندهِ (
بخشنده ، گذشت كننده ) مهربان (
با شفقت ، با عاطفه )
-
آيد فرمان خداوند ، پس عجله نكنيد آن
را ، پاك است او و متعاليست از آنچه كه شريك مي گردانند
( شرك ميورزند )
-
نازل ميكند ملائكه را به [با
يا بوسيله] روح از فرمانش براي كسي كه ميخواهد از بندگانش كه
هشدار دهيد [كه] بدرستي نيست خدايي جز من
، پس تقوي (
پرهيزگاري ، واهمه ) كنيد مرا
-
خلق كرد آسمانها و زمين را به حقيقت
، متعالي است از آنچه كه شريك مي گردانند
( شرك ميورزند )
....... سوره نحل
در واقع خداوند در اكثر موارد روح ملائكه را
ارسال ميكند كه اين روح نيز ميتواند در كالبدي از زير مجموعه كالبد
اصلي ملائكه قرار گيرد . در ساختار كاينات هوشمند يا ملائكه ( كهكشانها
) ، آثار بسيار قوي از گرانش و ميدان الكترومغناطيسي ديده ميشود كه از
نشانهها و تبعات روح ملائكه است كه ميتواند به هر كجاي عالم منتقل شود
و لازم هم نيست كه همه آن منتقل شود ، بلكه بسته به نياز ، مقداري از
آن هم قابل نقل و مكان خواهد بود .
به نام خداوندِ رحم كنندهِ (
بخشنده ، گذشت كننده ) مهربان (
با شفقت ، با عاطفه )
-
سوگند پاشندگان را (
پراكنده كنندگان را ) ، پاشيدني (
پراكندني )
-
پس حمل ( نقل ) كنندگان ، سنگيني (
بار سنگيني ) را
-
پس روان شدگان (
روندگان ، جاري شدگان ) [به] آساني (
سهل و راحتي )
-
پس تقسيم ( توزيع ) كنندگان كاري
( امري )
-
بدرستي آنچه را كه وعده داده ميشويد
حتما راستي ( درستي ) [است]
-
و بدرستي دين حتما واقع شدني (
روي دادني ) [است]
....... سوره ذاريات
همانطور كه ميدانيم جرم حجمي آب خالص تقريبا
1000 كيلوگرم بر متر مكعب است كه در كل ميتواند وزن بسيار سنگيني را
براي يك ابر به ارمغان بياورد . توده ابرهايي را كه ما در آسمان مشاهده
مي كنيم ميتوانند آب يك درياچه را با خود حمل كنند . ولي ملائكه
به فرمان خداوند اين كار را به راحتي انجام ميدهند . مراجعه فرماييد
به ساختار فيزيكي و تكنولوژي پرواز
بشقاب پرندهها .



براي اوست آنچه كه در آسمانها و
آنچه كه در زمين است و اوست والاي بزرگ 4
نزديك است [كه] آسمانها چاك خورند از
بالاهايشان و ملائكه تسبيح كنند به ستايش سرورشان و آمرزش بخواهند براي
كسي كه در زمين است ، آگاه باشيد بدرستي خداوند اوست آمرزنده مهربان 5
و كساني كه اتخاذ كردند از غير او
سرپرستاني ( دوستاني ) را ، خداوند مراقبي است براي ايشان و نيستي تو برايشان به وكيلي
( مدافعي ) . آيه 6 سوره شوري
و روزي را كه جمع آوري ميكند ايشان را جملگي
، سپس ميگويد براي ملائكه ، آيا اينان بدرستي شما را عبادت
( بندگي ) ميكردند 40
[ملائكه] گويند پاكي تو ، تو هستي سرپرست
( دوست ) ما از
غير ايشان ، بلكه بندگي ميكردند جن را ، اكثرشان به ايشان ايمان
( باور و پناه )
آورندگان [بودند] 41
پس امروز مالك نميباشد بعضي [از] شما
براي بعضي نفعي و نه ضرري را و ميگوييم براي كساني كه ظلم كردند بچشيد
عذاب آتش را ، آنكه به آن تكذيب ( انكار
) ميكرديد . آيه 42 سوره سبا
منظور خداوند از اين آيات در درجه اول صائبيها (
ستاره پرستان ) ، و دوم فراعنه مصر و پيروانشان است كه با طايفه جنيان
رابطه و رفت و آمد داشتهاند و عقيده داشتند كه كاينات خدايان هستند ، و سوم نصرانيها كه عقيده دارند روح القدس ( جبرئيل ) خداي سوم است
، يعني به سه خدا باور دارند .
و بدرستي بود مرداني از انس
( انسان ) ، پناه
ميبردند ( پناهنده ميشدند ) به مرداني از
جن ، پس افزودند ايشان را ناداني ( احمقي ، بدي
، ظلم ، گناه ، طغيان ، گمراهي ) 6
و بدرستي ايشان گمان كردند همچنان
كه گمان كرديد شما ، كه هرگز مبعوث ( برانگيخته ،
زنده ) نمي كند خداوند احدي ( شخصي و
موجودي ، كسي ) را . آيه 7 سوره جن
نكته بسيار جالب اينجاست كه خداوند در مورد ملائكه از اسامي ، افعال
و ضماير مذكر استفاده ميكند كه دال بر اين واقعيت است كه جنسيت آنها
مذكر است . مطلب بسيار مهمي است كه در مبحث جنسيت در منظومه شمسي به آن خواهيم
پرداخت . به طور مثال شمس و ارض مونث ولي قمر مذكر است .
و قرار دادند برايش از بندگانش جزئي
( پارهاي ، قسمتي ، بخشي ،
تكهاي )
را ، بدرستي انسان حتما كفران كنندهاي آشكاري [است]
15
آيا اتخاذ كرد از آنچه كه خلق ميكند
دختراني را و برگزيد شما را به پسران 16
و زماني كه بشارت ( مژده ) شود يكيشان را به
آنچه كه زد ( نسبت داد ) براي رحمان (
خداوند مهربان ) همانندي را ،
تيره شود سيمايش سوختهاي و اوست اندوهگيني (
فرو بلعنده خشمي ) 17
آيا كسي كه پرورش داده ميشود در آرايش ( ناز و
نعمت ، زيور و آراستگي ) و اوست در خصومت (
مجادله ، جر و بحث ، بگو مگو ، دعوي ) غير آشكاري (
غير واضح و روشني ، مبهمي ) 18
و قرار دادند ملائكه را ، كساني كه
ايشانند بندگان رحمان ، مونثهايي ( مادينه گاني )
، آيا شاهد بودند خلقت
ايشان را ، به زودي نوشته ميشود شهادت ايشان و پرسيده ميشوند 19
و گفتند اگر ميخواست رحمان نمي
پرستيديم ايشان را [ملائكه را] ، نيست برايشان به آن از علمي ، بدرستي ايشان [نيستند]
مگر اينكه تخمين ( گمان ) ميزنند 20
آيا داديم ايشان را كتابي از قبلش
، پس ايشانند به آن تمسك ( استدلال
) كنندگان 21
بلكه گفتند ما يافتيم پدرانمان (
اجدادمان ) را بر آئيني
( فرقهاي ) و ماييم بر آثار ( رد پاي ،
دنباله روي ) ايشان هدايت شدگان
. آيه 22 سوره زخرف
پس راي بگير ايشان را آيا براي
سرورت دختران و براي ايشان پسران [است]
149
يا خلق كرديم ملائكه را مادينه گاني و ايشان شاهدان بودند 150
هشيار باشيد بدرستي ايشان از خلاف ( دروغ
) گفتنشان حتما ميگويند ( اعتراف خواهند كرد
) 151
[نقل قول از مشركين] " فرزند آورد (
زاييد ) خداوند " و بدرستي
ايشان حتما دروغگويان [هستند] 152
" برگزيد دختران را بر پسران " 153
چيست شما را ، چگونه حكم (
داوري
و قضاوت ) ميكنيد 154
آيا پس متذكر نميشويد 155
يا براي شماست دليلي آشكاري 156
پس بياوريد به كتابتان اگر شماييد
راستگويان 157
و قرار دادند بين او و بين جنيان
نسبتي ( فاميلي ) و حتما دانسته است جنيان
[كه] بدرستي ايشانند حتما احضار
( حاضر ) شوندگان 158
پاك است خداوند از آنچه كه وصف
ميكنند 159
جز [آنچه كه] بندگان خداوند [وصف
ميكنند آن] مخلص ( خالص شده ) ها
. آيه 160 سوره صافات
به استناد آيات فوق ، در مورد ملائكه نميتوان از
اسامي و افعال و ضماير مونث استفاده نمود . به طور مثال " امراة
المسلسلة " يعني زن به زنجير كشيده شده نام مناسبي براي يك مَلَك
نيست .
به نام خداوندِ رحم كنندهِ (
بخشنده ، گذشت كننده ) مهربان (
با شفقت ، با عاطفه )
- سوگند صف بستگان را ، صفي (
صف بستني )
-
پس رانندگان (
صدا زنندگان ) ، راندني ( صدا زدني
) (
پس دفع كنندگان ، دفع كردني )
-
پس تلاوت كنندگان ذكري (
يادآوري )
-
بدرستي كه خداي شما حتما يكتايي
( يكي ) [است]
-
سرور آسمانها و زمين و آنچه كه مابين آن دو است و
سرور مشرقهاست
-
بدرستي ما زينت داديم آسمان دنيا را به زينتي
[از] كواكب
( ستارگان )
-
و حفاظتي از هر (
تمام ) شيطاني سركشي
-
نمیتوانند گوش فرا دهند به سوي بزرگان
( سران ، گروه ) بالا (
والا مقام ) و پرتاب (
دفع )
ميشوند از هر ( تمام ) سويي (
سمتي )
-
رانده شدهاي و برايشان عذابي دايمي (
هميشگي ) [است]
-
مگر كسي كه بربايد دزديده شدهاي
( مسروقهاي ) را ، پس دنبال (
تعقيب ) كند او
را شهابي روشني ( تند و تيزي ، شعلهاي افروختهاي
، پر شتابي )
-
پس راي گيري ( پرس و جو
) كن ايشان [را كه] آيا ايشانند شديدتر
( سختتر ) خلقتي يا
كسي كه خلق كرديم ما ، بدرستي ما خلق كرديم ايشان را از گلي چسبنده (
برجايي چسبيده ، آبكي )
-
بلكه [تو] تعجب كردي و
[ايشان] مسخره ميكنند
-
و زماني كه متذكر شوند ذكر نميكنند
-
و زماني كه به بينند نشانهاي را ، به مسخره
ميگيرند
......... سوره صافات
اين آيات دال بر اين موضوع است كه ملائكه (
كهكشانها ) با طايفه جنيان ( UFO's ) درگيري
فيزيكي دارند . اما اين سوال مطرح ميشود كه پرتاب بشقاب پرندهها توسط
ملائكه به چه صورت انجام ميشود ؟
همانطور كه در مبحث
ساختار فيزيكي و تكنولوژي پرواز
بشقاب پرندهها گفته شد ، بشقاب پرندهها براي نقل مكان از شتاب
گرانشي منفي و يا ميدان جاذبه متضاد استفاده ميكنند ، تئوريهاي ديگري
هم در اين زمينه مطرح است ، منجمله الكتروگراويتي كه توسط دوست عزيزم
آرمين خان يادآوري شده است ( مبحث
فضاي مشبك ، الكتروگراويتي
و نيروهاي پيشران و اسپين در
فضا ) . ولي ما ميتوانيم چنين تصور كنيم كه ملائكه با تغيير
آني در نوع ميدان گرانشي و همچنين جهت ميدان الكترومغناطيسي در
محدودهاي از پيرامون بشقاب پرندهها ، خيلي سريع و راحت ميتوانند در
مسير آنها تغييرات تا زاويه 180 درجه ايجاد كنند كه باعث پرتاب شدن
آنها ميشود . ملائكه ميتوانند اجرام سماوي همچون پاره سنگها يا توده
گازهاي بسيار داغ ( پلاسما ) را به سوي
آنها پرتاب كنند .

[نقل قول از ملائكه] " و نيست از ما [ملائكه] مگر
اينكه برايش مقامي
معلومي [باشد] " 164
" و ما حتما ماييم صف كشندگان
( صف كشيدگان ، صف بستگان ) "
165
" و ما ، حتما ماييم تسبيح كنندگان
" . آيه 166 سوره صافات
در عكس فوق ، كهكشانهاي دور دست ( ملائكه يا
كاينات هوشمند ) به اندازه ستارگان نزديك ، ديده ميشوند منتها با شكلي
پهنتر .
و ما [طايفه جنيان] حتما لمس (
احساس ، درك ) كرديم آسمان را ، پس دريافتيم آن را پر شده (
مملو ) [از] حراست كنندهاي (
نگهباني ) شديدي (
محكم و با قدرتي ) و شهابهايي 8
و ما مینشستيم در آن ( آسمان ) ،
نشيمنگاههايي را براي گوش كردن ( استراق سمع ،
جاسوسي )
، پس كسي كه ميشنود ، الان ( اينك ، بدون درنگ
) درميابد ( میآيد ) براي او شهابي منتظري (
آماده و در دام و كميني ) 9
و ما خبر ( آگاهي ) نداريم كه آيا شري (
بدي ) خواسته شده
به كسي كه در زمين است يا خواست ( اراده
) كرد به ايشان سرورشان رشدي ( لغايت و كمالي ، هشياري و آگاهي
، هدايتي ) را 10
و ما ، از ما صالحان (
اصلاح گران ) [است] و از ما غير آن ، هستيم
طريقت ( راههاي ) پاره پارهاي (
گوناگون ، جدا جدا ، فرقه فرقهاي ) 11
و ما گمان كرديم كه هرگز عاجز نمي
توانيم كرد خداوند را در زمين و هرگز نمي توانيم عاجز كنيم او را
[به] فراري . آيه 12 سوره جن
به نام خداوندِ رحم كنندهِ (
بخشنده ، گذشت كننده ) مهربان (
با شفقت ، با عاطفه )
-
سوگند ستاره را ، زماني
كه فرود
آمد ( پايين آمد ، تمايل كرد ، مايل شد ،
رفت ، افتاد ، افكنده شد )
-
گمراه نشد صاحب (
دوست ، همنشين ، يار و رفيق ) شما و فريب نخورد (
حقه نخورد ، رنگ نشد )
-
و سخن نميگويد از روي هوا
و هوس
-
كه آن [نيست] مگر وحي [كه] وحي ميشود
-
ياد داد او را ، شديد القوي (
روح القدس يا جبرئيل ، بسيار و شديد در نيرو و توان و قدرت )
-
دارنده نيرويي (
توان و قدرتي ) ، سپس ايستاد (
درست و
راست اندام و قامت شد ، مستولي شد
)
-
و او بود به افق بالا (
بلند مقام و جايگاه ، بالاترين و دورترين
نقطه ديد )
-
سپس نزديك شد ، پس فرود آمد (
نزديك شد ، فروتني نمود ، خراميد ، آويزان شد )
-
پس شد [به]
اندازه و مقدار دو
قوس ( دو منحني ، دو نيم دايره ، دو كمان
يا دو وتر كمان ) يا
نزديكتر
-
پس وحي كرد به جانب عبدش (
بنده و
عابدش ، عبادت كننده خداوند ) ، آنچه را كه [خداوند]
وحي كرد
-
تكذيب (
انكار و رد ) نكرد دل ( قلب ، سينه
، درون ، وجدان ) ، آنچه را كه ديد
-
آيا پس مجادله (
جر و بحث ، بگو و مگو ) ميكنيد با او ،
بر سر آنچه كه مي بيند
......... سوره نجم
خداوند در اين آيه در زمان ارسال شديد القوي (
جبرئيل ) به جانب محمد رسول الله به ستاره اشاره ميكند ، چرا كه
ملائكه كالبد و جسمي متشكله از ستارگان بيشمار دارند و اين موجودات
ميتوانند به راحتي كنترل تمامي فعاليتهاي بيولوژيكي انسان منجمله مغز و
سيستم عصبي را بدست آورده و هر مطلب و سخني را در حافظه انسان ثبت و
ضبط كنند . آنها حتي ميتوانند در عصب شنوايي گوش يا خود مغز پيامهاي
عصبي ايجاد كنند كه انسان چنين تصور كند كه در حال شنيدن صدا و كلامي
است ، ولي اطرافيان او هيچ صدايي نخواهند شنيد ، براي اينكه تلاطمي در
هوا ايجاد نشده است ، بلكه همه چيز مربوط به سيستم عصبي و مغز انسان
ميشود . ولي با اين حال ملائكه ميتوانند در هوا نيز ارتعاشات صوتي
ايجاد كنند و لازم نيست كه حتما زبان و حنجره داشته باشند و ميتوانند
به كالبدي شبيه انسان وارد شوند و با زبان و حنجره نيز سخن بگويند .
و اگر قرار ميداديم او را مَلَكي ، حتما
قرار ميداديم او را مردي و حتما ميپوشانيديم براي ايشان آنچه را كه
ميپوشند . آيه 9 سوره انعام
ملائكه اگر به جسم و كالبد انساني درآيند هيچ
فرق و تفاوت ظاهري با انسانهاي زمان خود نخواهند داشت . و اصلا و ابدا قابل تشخيص و
شناسايي نخواهند بود ، حتي با معاينه پزشكان و متخصصين علم ژنتيك .
براي اينكه انسان سير تكاملي خودش را از نور و مارج ، آب و خاك (
تركيبات شيميايي ) شروع نموده كه مربوط به جسم و پيكره ( كالبد ) ملائكه
ميشود ، در واقع خود انسان يكي از نزولات سماوي بر روي سياره زمين
محسوب ميشود و همچنين هر گياه و جانور ديگري ، كه خيلي از اختر شناسان
قديم و جديد و ... ، ماهيت انسان را نه در جسمش و خودش و به
دنبال آن بر روي سياره زمين ، بلكه آن را در كاينات جستجو ميكنند . همين
دليل مهم باعث نامگذاري صور فلكي در قديم شده است . در گذشته ترتيب و
تركيب اين ستارگان در كره آسمان را به انسان و حيوان و .... شبيه
ميدانستند . امروزه نيز همين باور در ميان بعضي از محققين رواج دارد و منشاء
حيات را فرا زميني ميپندارند .

و كيست ظالمتر از كسي كه افترا بست
بر خداوند كذبي را يا گفت [كه] وحي شود به سويم و [در صورتي كه]
وحي نشده است به
سويش چيزي و آن كس كه گفت به زودي نازل ميكنم همانند آنچه
را كه نازل كرد
خداوند و اگر به بيني زماني را كه ظالمان در گرد آب (
تلاطم ، آشوب و تنش
) مرگ [هستند] و ملائكه بگستردهاند
دستانشان را ، [ميگويند] خارج كنيد جانهايتان را ، امروز جزا مي يابيد عذاب رسوايي
را به [سبب] آنچه كه
ميگفتيد بر خداوند غير واقع ( كذب ) را و
شما از آيات او خود بزرگي ميكرديد . آيه 93 سوره انعام
بحث در مورد ملائكه بسيار گسترده و متنوع است .
ولي از مفهوم اين آيه چنين برميآيد كه انسان بعد از مرگ وارد يك
اسپيرال لگاريتمي و سپس به برزخ منتقل ميشود و اين اسپيرال لگاريتمي
همان ميادين الكترومغناطيسي پيچ و تاب خورده درون كهكشانها و ....... (
بالهاي ملائكه ) ميباشد . در واقع تمامي ملائكه توانايي نقل و مكان و
بده بستان روح را دارند ، البته به فرمان خداوند .
آميخت ( مخلوط ، آشفته و روان كرد ) دو دريا [را
تا] ملاقات كنند ( به هم برسند ) آن دو [با
يكديگر] 19
مابين آن دو برزخي ( حايل و حد فاصلي ) [است
كه] تجاوز ( تعدي به حريم ) نمیكنند آن دو [همديگر را]
20
پس به كداميك [از]
نعمتهاي ( لطفهاي ) سرور شما دو [گروه]
، تكذيب (
انكار ) ميكنيد شما دو [گروه]
21
خارج ميكند از آن دو ، لولو ( مرواريد )
و مرجان 22
پس به كداميك [از]
نعمتهاي ( لطفهاي ) سرور شما دو [گروه]
، تكذيب (
انكار) ميكنيد شما دو [گروه]
23
و براي اوست روندگان ( كشتيها ، جاري شدهها
) برافراشتهها ( بادبان داران )
در دريا ، همچون كوهها آيه 24 سوره رحمن
همانطور كه قبلا گفته شد منظور از دو دريا
مقداري از روح خدا و مقداري از دخان ، مِلك و داراي خداوند است كه
نتيجه كلي آميزش خلقت هيدروژن و هليم از دو نوع ماده و پاد ماده و در
نهايت كل كيهان و هر آنچه كه درون آن است . لولو يا مرواريد اشاره به
ستارگان دارد و مرجان اشاره به سيارات و حيات دريايي دارد . و مراد از
روندگان و برافراشتگان همچون كوهها همان كاينات هوشمند يا ملائكه است
يعني كهكشانها دو ، سه و چهار بال كه مجموعه ستارگان و سيارات به همراه
اقمار و .... را تشكيل ميدهند . اينك ميتوانيم به الگوريتم شگفت انگيز
زير براي خلقت خداوند يكتا برسيم :

و همانطور كه قبلا گفته شد سلول انس از نور
خورشيد و سلول جن از مارج سياره زمين يا همان طاغوت پديدار و به تكامل
رسيده است كه حاصل ادغام اين دو سلول در آب دريا ، سلول انساني است .
محمدرضا طباطبايي 14/3/87
www.ki2100.com
لطفا نظر خود را
به تالار زير ارسال فرماييد :
http://persianforum.ki2100.net/viewtopic.php?f=74&t=84